تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
نگرند . و مدّت‌ها گردش افلاك را اقتضاى اين گونه اوضاع در عالم كون و فساد باشد الى ما شاء اللّه . و از اين تقرير كه تحقيق رجعت شد ، لازم نيايد جواز تناسخ ؛ چنان‌چه رأى يوذاسف تناسخى است ؛ زيرا كه نزول آن بزرگواران به دنيا به ابدان مثاليهء باقيه است ؛ چنان‌چه ظاهر مىشود از نزول ايشان از آسمان ، مانند ملائكه . و تفرقه بين اين تقرير و اعتقاد تناسخيه بسيار است و ان شاء اللّه تعالى در مباحث آتيه در مبحث تناسخ تحقيق خواهد شد . و اكتفا مىرود در اين مقام ، به ذكر يك حديث از احاديث رجعت از براى تيمن و تبرك . در كتاب خرايج و جرايح به سند او از جابر از ابى جعفر عليه السّلام كه فرمود جناب ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام به اصحاب خود ، پيش از آن‌كه كشته شود ، اينكه : « فرمود به من جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه اى پسرك من ! زود باشد كه تو رانده شوى به زمين عراق و شهيد شوى در آن زمين . و با تو باشند جمعى از اصحاب تو . و نيابيد الم آهن را . و اين آيه را خواندند : « 1 »
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
. و بوده باشد حرب بر تو سرد و سلامت . پس بشارت باد شما را . قسم به خدا كه هرگاه كشته شويم پس مرجع ما به سوى پيغمبر است . بعد از آن سكوت مىكنم تا آن وقت كه خدا خواهد . پس مىباشم اوّل كسى كه شق كند زمين را . پس بيرون شوم بيرون شدنى كه موافق باشد با خروج امير المؤمنين عليه السّلام . قسم به روح رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هرآينه نازل مىشود محمد و على و برادر من و من و جميع كسانى كه منت گذاشته است خداى تعالى بر ايشان ، در حالتى كه سوار باشيم مركب‌هايى را از نور كه هيچ مخلوقى سوار نشده باشد آن‌ها را . بعد از آن ، پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله راست مىكند « 2 » علم خود را و مىدهد به دست قائم ما عليه السّلام با شمشير خود . و ما مكث مىكنيم به آن قدر كه خدا خواهد . بعد از آن ، خداى تعالى بيرون مىنمايد از مسجد كوفه ، چشمه [ اى ] از روغن و چشمه [ اى ] از آب و
هامش
( 1 ) . الف : خوندند . ( 2 ) . الف : مىكوند .