قبول صور متعاقبه به حركت جوهرى ، رو به ترقّى نهاده ، تا آنكه به واسطهء استكمال قوهء نظرى و عملى ، متحد شود با عقل كل ، و خود را محيط بر كل موجودات بيند ، بلكه از آن مقام نيز فراتر رود و اشراق اراده و مشيت و رحمت مطلقه بر او شده ، به جز صفات حق چيزى نبيند . « 1 »
و مقام « قاب و قوسين » عبارت از اتحاد با عقل كل است كه قوس نزول و صعود در آنجا به هم پيوندد « 2 » و دايرهء حركت ايجاديه تمام شود . و مقام « أو أدنى » مرتبهء وجود مطلق و رحمت واسعه است . و در آنجا تمام شود اشارات و حدود و جهات . و فانى شود تمام كثرات و رو دهد فناء فى اللّه و بقاء اللّه و سلوك من الحق الى الحق مع الحق و سير من الحق الى الخلق مع الحق و شهود وحدت در كثرت و ظهور كثرت در وحدت . و قابل شود صاحب اين مقام از براى منصب ولايت مطلقه و نبوت عامه ، كه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
« 3 » الآية .
و دانستى كه انسان كامل نيست مگر وجود [ جناب ] « 4 » ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله كه قطب فلك رسالت ، و مركز دايرهء ولايت است . و سير كامل و شهود تمام و سلوك اتم مخصوص آن وجود است . و سير تمام سلاك فروعات و وجوهات سير و سلوك او است . و او است متمم حركت ايجاديه و مكمل سير الى اللّه . و اين حركت و سلوك ، واقع است در طول نه در عرض .
و چون وجود مقدس نبوى صلّى اللّه عليه و آله « 5 » در حاق نفس الأمر و متن واقع ، تمام درجات قرب را طى نموده ، از ساير حجب و سرادقات عظمت جلال درگذشته ، ساير افراد سالكين در قدم اوّل و دوم « 6 » هر يك در حد وجود خود وامانده بودند ، حقيقت اين حركت ، ممثل شده ، براق كه نور عقل كل است ، مركوب او شده ، جبرئيل هم كه
هامش
( 1 ) . ب : نه بيند .
( 2 ) . الف : پيوند .
( 3 ) . مائدة ( 5 ) آيهء 5 .
( 4 ) . الف : ندارد .
( 5 ) . الف : ندارد .
( 6 ) . ب : دويم .