اسلوب كلام عرب باشد ، حقيت و متانت او كالشمس فى وسط النهار ، نمايان و عيان است ، با آنكه فصحاى عرب در مقام معارضه درآمده ، مدّتهاى مديد رنجها كشيده و زحمتها ديده ، نتوانستند كه آيه [ اى ] شبيه به آن جعل كنند . و از معجزات واضحهء قرآنى توسط او است فيما بين نظم و نثر . و كلمات سايرين يا نظم است يا نثر و هذا شىء عجاب . و ادنى كسى كه طبع موزون داشته باشد ، از اين اسلوب غريب ، عجب آرد . و آن كسى كه گفته است : « سبحان من تحيّر في ذاته العقول » « 1 » جاى آن دارد كه بگويد : « سبحان من تحيّر في طرز تكلّمه العقول » ، چه اعجوبهاى است عجيب و طرزى است غريب !
و اگر كسى مربوط به عالم اسرار باشد ، در كلمات اللّه وجوه معانى و ظهور اسرار و انوار معارف حقه و مطالب حقيقيه را پى برده ، مشاهده مىنمايد . و انصاف اين است كه توصيف و تعريف كلام اللّه كردن ، با شمع ، نور آفتاب جستن است . چنانچه وجود حق از غايت وضوح و ظهور ، غنى از تعريف است ، كلام او هم به همان « 2 » نسبت است .
و معجزات متواتره و غيرها ، كه در كتب سير و اخبار روايت شده است ، به سر حد اعجاز قرآن نيست ؛ زيرا كه اين مشاهده است و آنها روايت .
نور سى و دويم در بيان معناى ختم نبوت ، و استمداد تمام انبيا از نور مقدس جناب خاتم صلّى اللّه عليه و آله
قال اللّه تعالى :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
« 3 »
هامش
( 1 ) . مضمون اين جمله به چند شكل وارد است ؛ نظير : « تحيرت عقولهم عن بلوغ علم جلالها » ، « تحيرت الأوهام عن إحاطة ذكر أزليّته » ، « فسبحان الّذي بهر العقول عن وصف خلقه » . ( ر . ك : مصباح المتهجد ، ص 31 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 121 ، ش 15 و شرح نهج البلاغة ، ج 9 ، ص 275 ) .
( 2 ) . ب : به آن .
( 3 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 40 .