آينهء وجود آدم . پس ملائكه به جز مشاهدهء كمالات حق ننمودند در آدم . و سجده كردند او را به اطاعت حق . و ابليس چون در آينهء وجود آدمى صفات خبيثهء خود را ديد ، خودبينى نموده ، تكبر كرد و امتناع نمود از سجده . و مورد [ لعن و طعن ] « 1 » ابدى گرديد .
و چون روح ملكوتى ، كه در آدم دميده بودند ، اشراقى بود از روح كل و پرتوى بود از نور الأنوار ، و در قالب جسمانى و كالبد ظلمانى مقيد و محبوس آمده بود ، اين معنا را مجسم نموده ، آدم را در باغى از باغستانهاى برزخ يا دنيا جا دادند و مأمور نمودند كه از تمام نعمتهاى بهشت بخورد و نهى شد از نزديك شدن به درخت منهى عنه كه شجرهء علم محمد و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله « 2 » بود بنابر اخبار صحيحه ؛ « 3 » زيرا كه مقام خاتميت ، مخصوص [ جناب ] « 4 » ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله بود . و آدم به واسطهء حامل بودن نور احمدى صلّى اللّه عليه و آله استعداد آن مقام را در خود ديده ، طالب و راغب آن مقام محمود گرديد . لهذا مأمور به خروج از بهشت شده « 5 » كه مراتب بعد و هجران را نيز ديده ، تمام مقامات را سير نمايد و منشأ كمال او گردد . و قوس نزول تمام شده ، از مقام طبيعت ، شروع در حركت قوس صعود نمايد . و بعد از استكمال داخل شود در تحت لواى احمدى صلّى اللّه عليه و آله . و بعد از آنكه مدّت دويست سال بر خطيئهء خود گريسته ، هنگام قبول توبه ، متوسل به نور ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله گرديده ، استمداد فيض نمود . و اين هدايتى است مر بنى نوع انسان را به سوى رحمت واسعه .
هامش
( 1 ) . ب : طعن و لعن .
( 2 ) . الف : ندارد .
( 3 ) . تفسير امام عسكرى عليه السّلام ، ص 221 ، ش 103 : « إنّ اللّه عزّ و جلّ لمّا لعن إبليس بإبائه ، و أكرم الملائكة بسجودها لآدم ، و طاعتهم للّه عزّ و جلّ ، أمر بآدم و حوا إلى الجنّة ، و قال : . . . الشجرة نهى اللّه عنها ، و إنّها شجرة علم محمد صلّى اللّه عليه و آله و لا تقربا هذه الشجرة ، شجرة العلم ، شجرة علم محمد و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و لا تقربا هذه الشجرة ، شجرة العلم فإنّها لمحمد و آله خاصّة دون غيرهم ، و لا يتناول منها بأمر اللّه إلّا هم . »
( 4 ) . ب : ندارد .
( 5 ) . ب : مأمور شد به خروج از بهشت .