نور بيست [ و ] هفتم در بيان آفرينش ايزد تعالى حضرت آدم ابو البشر را عليه السّلام
بعد از ايجاد مراتب سلسلهء طوليه و عرضيه ، و تركيب مواليد « 1 » و پيدا شدن انواع و اصناف جمادات و نباتات و حيوانات ، مشية اللّه تعلق گرفت كه ايجاد نمايد موجودى را كه قابل خلعت خلافت و ولايت باشد . و آن متصور نبود مگر با ايجاد موجودى كه داراى تمام مراتب وجود باشد من المجردات و الماديات و البسايط و المركبات و الملائكة و الشياطين .
پس حكم الهى صادر شد به اسرافيل كه از عالم ملك قبضه [ اى ] خاك به عالم پاك برده ، با انوار ملكوتى ممزوج نمايد . بعد از عجز خاك و مراجعت اسرافيل ، هر يك از ميكائيل و جبرئيل نيز مأمور شده ، [ از ابتهال خاك متأثر شده برگشتند ؛ تا آنكه سرهنگ قضا ، عزرائيل مأمور شده ] « 2 » به عالم خاك آمده ، به عجز و زارى او گوش نداد .
از تمام روى زمين ، بنابر آنچه در خطبهء نهج البلاغة از صاحب ولايت به صحت رسيده است ، قبضهء خاك برداشته ، به عالم پاك برد و به واسطهء اين خدمت ، قبض ارواح به دست او مفوض گرديد .
و ابن بابويه قمى از حضرت باقر عليه السّلام از پدران بزرگوارش از جناب امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده است كه فرمودند :
« چون اراده نمود حق تعالى اينكه خلق كند خلقى را به دست قدرت خود ، بعد از آنكه گذشته بود بر جن و نسناس در روى زمين هفت هزار سال . پس برداشت حق « 3 » تعالى حجاب آسمانها را و امر نمود ملائكه را كه نظر كنيد به سوى اهل زمين از جن و نسناس . پس بعد از اينكه اعمال ناشايستهء ايشان را ، از ريختن خونها « 4 » و معاصى
هامش
( 1 ) . الف : نواليد .
( 2 ) . ب : اين عبارت در حاشيه است .
( 3 ) . ب : خداى .
( 4 ) . ب : خون .