تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
شده است ؛ چنان‌چه و
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
. « 1 » و نفوس كليهء الهيه عبارت از عقول كليه‌اند در سلسلهء صعود ، در مقابل عقول كليهء نزوليه . و در لفظ حديث كه « و أصلها العقل » ، اشارهء صريح است به اين معنا . و در لفظ « منها بدأت الموجودات و إليها تعود بالكمال » نيز اشاره به همان است ؛ زيرا كه تمام موجودات از نور مقدس جناب ختمى مآب آفريده شده است . و او است سدرة المنتهى و شجرهء طوبى ، كه ساير آفرينش ، برگ و شاخه‌هاى « 2 » آن‌اند ؛ چنان‌چه - ان شاء اللّه تعالى - در مباحث آتيه به وضوح خواهد رسيد .

نور بيست [ و ] « 3 » سيم در بيان قوهء علميه و عمليه ، و استعداد نفس ناطقه صفات كمال و نقص را

قال أمير المؤمنين عليه السّلام : « خلق الإنسان ذا نفس ناطقه ، إن زكّاها بالعلم و العمل فقد شابهت جواهر أوايل عللها ، فإذا اعتدل مزاجها و فارق « 4 » الأضداد ، فقد شارك بها السّبع الشّداد » . « 5 » مىفرمايد : آفريده شده است انسان صاحب نفس ناطقه ، هرگاه پاك كند نفس خود را به علم و عمل ، پس شبيه شود به علت‌هاى اوّل خود كه عقول‌اند ، كه كمالات آن‌ها بالفعل است . پس هرگاه مزاج نفس معتدل شود و بر عدل و وسط اخلاق حركت نمايد و از اخلاق رذيله دورى كند ، پس شريك شود در كمال ، هفت آسمان بلند مرتبه با احكام و
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 116 . ( 2 ) . الف و ب : شاخهاى . ( 3 ) . ب : ندارد . ( 4 ) . در مصدر دارد : فارقت . ( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 165 .