دوم « 1 » تمام مراتب سلوك را طى كرده ، از وجود خود فانى شده ، باقى به بقاء اللّه باشند .
به عبارت ديگر ، صنف اوّل در مسير من الخلق الى الحق باشند ، و صنف ثانى در مسير من الحق الى الحق مع الحق فى الخلق « 2 » و در سير من الحق الى الخلق مع الحق باشند .
و مقصود از كليت ، نه كلى طبيعى است ، بلكه منظور استجماع تمام كمالات مقام وجودات امكانى است و ترشح فيوضات از سحاب وجودات ايشان بر اراضى موات ممكنات ؛ چنانچه در شجرهء طوبى و سدرة المنتهى اشاره به اين است . و مراد به عقل ، كه اصل اين نفس است ، عقل كل است كه « أوّل ما خلق اللّه العقل » . « 3 »
و مقصود از ذات اللّه از قبيل روح اللّه است به واسطهء كمال قرب به حق جلّ شأنه . « 4 » و در عود ممازجت ، كه در نفس طبيعى و نفس حيوانى وارد شده است ، و عود مجاورت ، كه در نفس قدسى اطلاق شده است ، اشاره به بقاى نفس ناطقه بعد از خرابى بدن است به واسطهء تجرّد ، بدون آن هر دو كه تجرّد ندارند و ملحق به اصول خود خواهند شد .
و قول جناب امير المؤمنين عليه السّلام : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » « 5 » اشاره به نفس كليهء الهيه است كه در اولياء اللّه است ؛ زيرا كه نفوس كليه ظهور در هر نفسى دارند كه « و أنفسكم في النّفوس » « 6 » و « من عرفكم فقد عرف اللّه » و قولهم عليهم السّلام : « بنا عرف اللّه ، و لولانا ما عرف اللّه » . « 7 »
و در اين مقام ، مراد از نفس ، حقيقت شىء است من ربه . و نفس بر حقيقت اطلاق
هامش
( 1 ) . ب : دويم .
( 2 ) . ب : الحق .
( 3 ) . كنز الفوائد ، ج 1 ، ص 57 .
( 4 ) . ب : و علا .
( 5 ) . عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 102 .
( 6 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 276 ( جملهاى از زيارت جامعهء كبيره است ) .
( 7 ) . چنين عبارتى در جوامع روايى وجود ندارد ؛ ولى مضمون آن در روايات متعددى وجود دارد : بصائر الدرجات ، ص 61 ، ش 3 : « نحن ولاة أمر اللّه ، و خزنة علم اللّه ، و عيبة وحي اللّه و أهل دين اللّه ؛ و علينا نزل كتاب اللّه ، و بنا عبد اللّه ، و لولانا ما عرف اللّه ، و نحن ورثة نبيّ اللّه و عترته . » همچنين ر . ك : توحيد ، ص 152 ، ش 9 .