تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اهل « 1 » فضائل و دانش در باغى جمع شده‌اند ، اگر قبول كنى ترا آنجا برم . گفت : بسيار خوبست . رفتم آن مرد را نزد ايشان بردم . ايشان از دور چون مرا ديدند پاره‌اى دشنام دادند ، اما صورت حال چون معلوم ايشان شد به او مؤانست كردند و تن در دادند و چيزى خوردند و هر يك سه پياله شراب خوردند . پس روى به او آوردند و گفتند : تو نيز سه جام شراب بخور ، يا به ما از معجزات خود چيزى بنما و بگو . گفت : اگر من بگويم كه اين ساعت در ضمير و خاطر شما هر يكى چه چيز است ، چنان كه شما مقرّ آييد ، به من ايمان مىآوريد ؟ گفتند : مىآريم . گفت : هر يك از شما در ضمير داريد كه من دروغ گويم ، خاصه در اين دعوى كه مىكنم . ايشان خنديدند و گفتند : « اشرب صلّى اللّه عليك » و هنوز شراب تمام نخورده بودند كه به اقرار آمد و گفت دروغ گفتم . ( 5 ) ديگر ، از كتاب يحيى بن على ، نديم متوكّل خواندم كه گفت به روزگار متوكّل مردى را آوردند . گفت : چه مىگويى ؟ گفت : برادرم محمّد ( ص ) گفت : « حبيب الىّ من دنياكم ثلث ، الطّيب و النّساء و قرّة عينى فى الصّلاة » و من چنين گويم : « حبيب الىّ من دنياكم ثلث الغلمان و الخمر و قرّة عينى فى النّوم » . متوكّل خنديد و گفت : اين مرد كه « 2 » كاهل باشد او را به زندان بايد برد به جاى كاهلان . ( 6 ) ديگر ، ابو معشر يمامة بن اشرس النّميرى گويد روزى مأمون خليفه مرا گفت كه در زندان باب الشّام چهار تن جمع شدند و دعوى پيغمبرى مىكنند ، بايد كه به نزديك ايشان روى و سخن ايشان بشنوى . گفت : رفتم و زندانبان مرا نزديك ايشان برد : ايشان هر چهار را با هم يافتم مردمانى پاكيزه و با همّت و با وقار و يكى از ايشان « 3 » كهن‌تر ، بر صدر نشسته ازو پرسيدم كه تو كيستى ؟ گفت : من ابراهيم خليل الرّحمن . گفتم : تو آن ابراهيمى كه آتش بر تو گلستان شد و نمرود بسبب تو هلاك شد ، پدر اسحاق و اسماعيل . گفت : بلى . گفتم : پس از تو يك مسأله مىپرسم . گفت : من مرد پيرم بايد كه [ حق ] « 4 » پيرى و تقدم من نگهدارى و آن سه فرزندان منند هر چه خواهى از ايشان بپرس ! گفتم : ايشان كيستند ؟ گفت آن موسى و آن
هامش
( 1 ) - اصل : اهل و . « واو » زائد مىنمود حذف شد . ( م . د . ) . ( 2 ) - ظاهرا : مردى . يا « كه » زائد است و بايد حذف شود . ( م . د . ) . ( 3 ) - اصل : ايشان را . « را » زائد مىنمود حذف شد . ( م . د . ) . ( 4 ) - كلمهء ميان دو قلّاب قياسا افزوده شد . ( م . د . ) .
بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 89 | ابو المعالى محمد حسينى علوى