تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
آن مرد خر را به خانه‌اى برد در حضور من زمانى توقف كرد و بيرون آمد و گفت خر را بيرون آريد . آن خر را مرده بيرون آوردند و به دقت نظر كردند مرده بود . پس فرمود باز به آنجا برند و او به خانه شد يك ساعت ، آن خر را زنده بيرون آوردند . ما متعجب شديم ، چرا كه ندانستيم چه حيله كرد و چون تعجب ما را ديد گفت : من موسى نيستم و پيغمبر نيستم ، اما مردى هستم كه علم شعبذه و حيله نيكو دانم چون از اين جنس مردم بسيار به خدمت تو مىآيند كه ترا بفريبند ترا به اين حيله‌ها واقف ساختم تا زرق كسى نزد تو قبول نيفتد . چون كسى خبزدو « 1 » به خر اندر كند در آن وقت خر بيهوش شود ، كه گوئى مرده است و هيچ حركت نكند و نفس ازو منقطع شود و چون آن خبزدو « 2 » از آنجا بيرون كنند و دور شود ، فى الحال خر برخيزد و گويى كه زنده شده . مأمون گفت كه من از آن مرد از اين عملها بسيار آموختم ، اما از جواب اول متحير و خجل گشته بودم ، چنان كه هيچ جواب ندانستم داد . ( 8 ) ديگر ، مردى نزد مأمون آمده گفت : پيغمبرم . و مأمون گفت : هر پيغمبر را معجزه و برهانيست ، معجزهء تو چيست ؟ آن مرد سنگ سياهى از آستين به در آورد و طشتى خواست و پر از آب كرد و آن را در آن آب گذاشت . اين سنگ بر روى آب ايستاد . مأمون فرمود از سنگهاى مثقّلهء بساط يكى آوردند و به آن مرد گفت : اين سنگ را بيازماى تا دعوى ترا بدانيم ! آن مرد گفت : ترا بر من اين حكم نيست ، چرا كه چون موسى به فرعون معجزه نمود ، فرعون نگفت كه عصاى ديگر بياورند تا معجزهء خود در عصاى ديگر بنمايد . مأمون خنديد و گفت : مرد ظريفى مىنمايى ، مىشود كه دست از اين دعوى باطل بازدارى و از ما عطايى بگيرى و به روى ؟ آن مرد ساعتى سر در زير افكند و زمانى تفكر كرد و گفت : انعام خداوند خوشتر از بار نبوّت كشيدنست ، خاصه در روزگار چنين پادشاه . پس صله گرفت و رفت . ( 9 ) [ ديگر ] « 3 » ، روزى مردى به در سراى مأمون آمد و گفت : « انا نبىّ اللّه » . او را پيش مأمون بردند . پرسيد كه چه دعوى مىكنى ؟ گفت : دعوى نبوّت . گفت : معجزهء تو چيست ؟ گفت : معجزهء من آنكه حالا در آسمان هيچ آثار باران و ابر مىبينى ؟ گفت : نى ، امروز روز
هامش
( 1 ) - اصل : خيزد و . متن تصحيح قياسى است . ( خبزدو ، جعل ، سرگين گردان ) . ( م . د . ) . ( 2 ) - اصل : آن خر . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) . ( 3 ) - كلمهء داخل دو قلّاب افزودهء استاد دانش‌پژوه است . ( م . د . ) .
بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 92 | ابو المعالى محمد حسينى علوى