پيش از عمرو عاص مىرفت و زبردست او مىنشست و مدّت دراز بر اين بگذشت و عمرو عاص كار بر مراد خويش يافته بود و مراد خويش در دل بو موسى اشعرى ترتيب مىكرد ، تا روزى او را گفت : يا ابا موسى من تدبيرى كردهام و چيزى انديشيده در مصلحت مسلمانان و آن آنست كه در بزرگى على سخنى نيست ، امّا مردمان شام او را نمىخواهند و معاويه خود شايستهء اين كار نيست چندانكه مىانديشم هيچ كس بدين شغل از تو سزاوارتر نيست كه از صحابه ترا حقّ هجرت است . بو موسى تن بدين حديث در داد و عمرو عاص را گفت : چون مرا حكم كردهاند خويشتن را چگونه اختيار كنم ؟ عمرو گفت :
تو خويشتن را اختيار مكن ، تو مرد خويشتن يعنى على را از كار بيرون بر تا من ترا به كار درآرم كه مصلحت در اينست . بو موسى گفت : سخت صواب آيد « 1 » . بر اين قرار دادند تا روز وعده فراز آمد و بسيار خلق از هر دو طرف جمع شدند و بو موسى در آمد و عمرو عاص از پس او مىرفت تا بنشست و خلق چشم نهاده بودند تا چه پديدار آيد . بو موسى برخاست و خطبه كرد و خداى تعالى و رسول عليه السّلام را بستود ، آنگاه گفت شما اين حكم در گردن ما دو تن كرديد و ما مدّت دو ماه اين [ را ] « 2 » پيش و پس نگريستيم و تدبير كرديم پس صواب چنان مىبينيم كه على را از اين شغل [ بيرون ] « 3 » آريم چنان كه انگشترى از انگشت و انگشترى خويش از دست راست [ به در ] « 4 » كرد و در دست چپ كرد . پس عمرو برخاست و خطبه كرد و گفت چنان كه بو موسى على را از شغل بيرون آورد من معاويه را در اين شغل آوردم ، و بو موسى چنان طمع مىداشت كه عمرو عاص چنان كه وعده كرده است بو موسى را مسمّى كند بدان ، چون نكرد بو موسى تنگدل گشت و بانگ كرد يا غدّار يا طرّار دروغ گفتى و غدر كردى ، و مثل تو چنانست كه ايزد تعالى در قرآن گفت : قوله عزّ و جلّ :
« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ
« 5 » » ، عمرو بن العاص گفت دروغگوى و طرّار توئى و مثل تو چنانست كه ايزد تعالى در قرآن گفت : قوله عزّ و جلّ :
« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً »
« 6 » و
هامش
( 1 ) - شادروان كسروى صورت صحيح كلمه را « آمد » مىداند . ( م . د . ) .
( 2 ) - كلمهء ميان دو قلّاب افزوده مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .
( 3 ) - كلمهء ميان دو قلّاب افزوده مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .
( 4 ) - كلمهء ميان دو قلّاب افزوده مرحوم اقبال است . ( م . د . ) .
( 5 ) - سورهء اعراف 7 قسمتى از آيهء 176 . ( م . د . ) .
( 6 ) - سورهء جمعه 63 قسمتى از آيهء 5 . ( م . د . ) .