امير المؤمنين على را تا ياران را از حرب بازداشت . در اين ميان مالك الاشتر و ياران او حرب سخت مىكردند و ياران على گفتند مالك را از حرب بازخوان ، على كس فرستاد به مالك تا دست از حرب بازبدارد . گفت : كار به يك ساعت در آمده است صبر بايد كرد تا اين كار يكرو گردد . ياران على رضى اللّه عنه بر على شمشيرها كشيدند و گفتند اگر او را از حرب بازندارى ما ترا بكشيم . على به نزديك مالك اشتر كس فرستاد و گفت اگر اين حرب از براى من مىكنى مكن نبايد « 1 » كه تا به من رسى مرا كشته باشند ، آنجا رنج تو ضايع گردد .
مالك چون اين سخن بشنود غمناك شد و دست از حرب بداشت و آنجا آمد كه على بود و آن جماعت را ملامت كرد . ايشان شمشيرها بكشيدند و روى به دو نهادند تا على در ميان رفت و آن فتنه را بنشاند . آنگاه كس فرستادند به لشكرگاه معاويه [ كه ] « 2 » از اين كه كردهايد « 3 » در برداشتن مصحفها غرض چه بوده است ؟ گفتند : چندين هزار مسلمان كشته مىشود ، دو حكم بيرون بايد كرد از هر دو لشكر تا در اين باب آنچه ايشان كنند رضا دهند . هر چند امير المؤمنين على گفت : اين همه غدر است و تلبيس ، فايده نداشت و ياران او فرمان نكردند و گفتند چنان بايد كرد كه ايشان مىگويند و بر اين جمله قرار دادند و از آن جانب عمرو عاص را اختيار كردند . على گفت : من عبد اللّه عبّاس را بفرستم از جانب خويش ، همهء قوم على گفتند البته ما رضا ندهيم از آنچه پسر عمّ تست ، بيگانهاى بايد فرستاد . بو موسى اشعرى را نامزد كردند و به اتّفاق خويش بىرضاى على رضى اللّه عنه ، برخاست « 4 » ، اگر نه آن رأى را امضا كردى . به دست ايشان درمانده بود و مىگفت : لا رأى لمن لا يطاع . و بو موسى اشعرى مردى بود سليمدل « 5 » و عمرو عاص از جملهء دهاة جهان بود ، هم به نخستين مجلس بو موسى را بفريفت : اوّلا او را بر خويشتن مقدّم كرد به رفتن و نشستن تا هر چه گويد ابتدا بو موسى گويد ، آنگاه عمرو عاص چنان كه خواهد گويد و بو موسى اين عشوه بخريد و
هامش
( 1 ) - مرحوم اقبال صورت متن را به « مبادا » اصلاح كرده و در پاورقى بدان تصحيح اشاره كرده است اما آن تصحيح مورد انتقاد شادروان كسروى قرار گرفته است بدان دليل كه « نبايد » خود به معنى مباداست . ( م . د . ) .
( 2 ) - كلمهء داخل دو قلّاب تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 3 ) - اصل : كردهاى . متن تصحيح قياسى است . ( م . د . ) .
( 4 ) - كلمه مشكوك است . احتمال افتادگى در عبارت نيز مىرود . ( م . د . ) .
( 5 ) - مرحوم اقبال صورت متن را به « سادهدل » تغيير داده و در حاشيه متذكر آن شده است اما اين تغيير مورد انتقاد شادروان كسروى قرار گرفته ، بدان دليل كه سليمدل ، به معنى همان سادهدل است . ( م . د . ) .