سؤال : آن معبود متكلّم هست يا نه ؟
جواب : لم يزل متكلّم بوده است و هست و باشد و او بود كه با ابراهيم سخن گفت و السّلام .
سؤال : اگر سخن گفتن معبود به علم باشد و سخن گفتن علما به علم پس چه فرق بود ميان سخن او و سخن ديگر علما ؟
جواب : سخن گفتن علما اگر چه به علم باشد محدث باشد از آنچه به اوّل ندانستند پس بياموختند تا نگفتند « 1 » ، باز ايزد تعالى متكلّم ازلى است و جهل را به دو راه نيست پس ميان اين دو نوع كلام تفاوت بزرگ بود و فرق بسيار .
و نام كتب هند كه در توحيد كرده است ، ابو ريحان در اين كتاب آورده است : گيتا ، بهارت ، باسديو ، سانك ، ارجن « 2 » .
در اين پنج كتاب سخن همه بر اين جمله راندهاند كه ياد كرديم و بعضى از هندوان نام ايزد تعالى « اسفر » « 3 » گفتهاند و معنيش آن است كه او بىنياز است و جواد .
الزّنوج
با آنكه زنگيان در ميان آدميان چون سباعاند و جز به نشاط و شادى كردن به هيچ چيز راه نبردند ، هم به صانع مقرّ بودند و نام ايزد تعالى به لغت ايشان « فلكوى حلوى » است . غرض از ياد كردن اين نعتها آن بود تا مقرّر گردد كه با « 4 » خلافى كه ميان خلق بوده است و هست بيشتر از خلق به صانع مقرّ بودند و به لغت خويش حق تعالى را به نامى مخصوص ياد كردهاند و به وقت شدّتها دست بدان نام زدهاند و امّا اين بزرگترين دليلى است بر هستى صانع و اين باب را چنان كه گفتيم به پايان رسانيدهايم ، بعون اللّه و منّه .
* * *
هامش
( 1 ) - به نظر شادروان كسروى : بگفتند . ( م . د . ) .
( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 3 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 4 ) - در چاپى : تا .