تعالى به لغت ايشان اينست : « لاها » ، « ربّ » ، « اقدشا » ، يعنى : اللّه و ربّ و قدّوس . امّا به لغت عبرى كه جهودان دارند نام ايزد تعالى بدين لفظها ياد كنند : « ايلوهيم » « آذوناى » « اهيا » « شداهيا » . و اوّل تورية اينست : « بريشيت باراايلوهيم » . و شكّ نيست كه به صانع مقرّند هر چند كه در مقالت جهودان و ترسايان اختلافهاست ، چنان كه به جايگاه خويش گفته آيد ان شاء اللّه تعالى .
التّرك
تركان ايزد تعالى را « تنگرى » خوانند و « بير تنگرى » ، يعنى يكى خداى و « گوگ تنگرى » ، يعنى خداى آسمان . و نيز شنودم كه « الغ بايات » « 1 » خوانند يعنى بزرگترين همهء بزرگان .
الهند
مقدّسى گويد كه هندوان ايزد تعالى را « سرشتيا » و « ايت مهاديو » خوانند و ابو ريحان منجّم در كتاب خويش كه آن را « آراء الهند « 2 » » نام كرده است و طريقت و مذاهب هندوان در همهء معانى بياورده و در باب دوّم از اين كتاب در توحيد ياد كرده است كه حكايت كردم « 3 » .
گفت كتابى است هندوان را كه آن را باتنجل « 4 » خوانند ، بر طريق سؤال و جواب در او سخن رانده ، بدين گونه :
سؤال : كدامست آن معبود كه همگان به توفيق او راه يابند به عبادت او ؟
جواب : آنكه همهء اميدها بدوست و همهء بيمها ازوست ، دور است از وهم و فكرت ، بريست از اضداد و اشكال .
سؤال : بيرون از اين صفتها كه ياد كردى هيچ صفت ديگر هست او را ؟
جواب : بزرگى بحقيقت و قدرت تمام او راست و هيچ مكان و زمان از او خالى نيست و بر او محيط نيست و هيچ نادانى بر او متوجّه نيست .
هامش
( 1 ) - « الغ » به معنى بزرگ است . « بايات » ظاهرا جمع باى ( بيگ ) است كه به طريق جمع عربى متداول در فارسى جمع بسته شده است و معنى « باى » غنى و توانگر است ( به ديوان لغات الترك كاشغرى مراجعه شود ) ( م . د . ) .
( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 3 ) - رجوع شود به صفحهء بعد سطر 9 . ( م . د . ) .
( 4 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .