تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
سال 543 از طرف سيف الدّين غازى ( سلطنتش از 541 تا 544 ) پسر اتابك عماد الدّين زنگى اتابك موصل ، به سفارت به دمشق رفته ( تاريخ ابن قلانسى ص 301 ) و چون ابن قلانسى در اين تاريخ نقابت خراسان را نيز در عهدهء يكى از بنى اعمام ( يعنى بنى اعمام پدرى ) امير شمس الدّين ذكر مىكند ، ظاهرا خاندان ابو المعالى تا آن تاريخ كه مقارن اواسط قرن ششم مىشود هنوز در خراسان سمت نقابت داشته‌اند .

كتاب بيان الاديان

« شفر » « 1 » از روى دو اشاره كه در متن بيان الاديان در خصوص شهر غزنين پايتخت سلاطين غزنوى موجود است ( صفحات 34 و 57 ) ، يكى اين عبارت كه : « ارژنگ مانى در خزاين غزنين موجود است » ، ديگر اين عبارت كه : « يكى بود به غزنين كه او را محمّد اديب خواندندى و داعى مصريان بود و خلقى بىحدّ را از شهر و روستا بىراه كرده است » ، چنين حدس زده است كه ابو المعالى مقيم غزنين بوده و غرض او از پادشاهى كه در مقدّمه به مجلس او اشاره مىكند سلطان مسعود بن ابراهيم غزنوى است كه از سال 492 تا 509 هجرى « 2 » در غزنين سلطنت داشته . اين استنباط اگر چه بعيد نيست ولى چندان مسلّم نيز به نظر نمىرسد زيرا كه سمت نقابتى كه خاندان او در بلخ داشته‌اند و حتّى نوادهء او نيز به همين سمت رسيده و با اشاره‌اى كه به اقامت پدر او در هرات هست درست نمىتوانيم در باب محلّ سكناى ابو المعالى و نقطه‌اى كه بيان الاديان در آنجا تأليف شده و پادشاهى كه در مقدّمهء كتاب به او اشاره رفته است به يقين حكمى كنيم . ابو المعالى در نوشتن اين كتاب كوچك چنان كه خود در مقدّمه اشاره كرده « 3 » علاوه بر آنچه « پيش استادان و امامان خوانده و يا به تلقّف ياد گرفته بوده » به كتب معتبر استادان فنّ مراجعه نموده و از مؤلّفات ذيل نام مىبرد : 1 - تاريخ مقدّسى يعنى « البدء و التّاريخ » تأليف مطهّر بن طاهر مقدّسى كه در سال 355
هامش
( 1 )- schefer .( 2 ) - در اصل 482 تا 492 كه مورد انتقاد شادروان كسروى واقع شده است متن از تاريخ عمومى اقبال ( ص 288 ) اصلاح شد . ( م . د . ) . ( 3 ) - ص 17 .