ابو محمّد الاعلى فغادره * تحت الصّفيح مع الاموات فى قرن
يا قبر انّ الّذى ضمّنت جثّته * من عصبة سادة ليسوا ذوى افن
محمّد و علىّ ثمّ زوجته * ثمّ الحسين ابنه و المرتضى الحسن
صلّى الاله عليهم و الملائكة ال * مقرّبون طوال الدّهر و الزّمن « 1 »
و از اين رثاء معلوم مىشود كه جدّ دوّم ابو المعالى قبل از سال 322 كه سال فوت ابو زيد بلخى است در گذشته بوده است .
از جدّ اوّل ابو المعالى يعنى ابو القاسم علىّ بن ابى محمّد حسن اطّلاعى به دست نداريم .
همينقدر مىدانيم كه او نيز مقيم بلخ بوده ولى پسرش عبيد اللّه بن على ، كه پدر ابو المعالى باشد ، در هرات اقامت داشته است ( عمدة الطّالب ص 322 ) .
نام و كنيه و لقب مؤلّف بيان الاديان را صاحب عمدة الطّالب ، اگر چه هيچگونه مطلبى در خصوص او به دست نداده و فقط به اجداد و اولاد او اشاره نموده ، ابو الحسن محمّد الزّاهد ذكر مىكند و چنين معلوم مىشود كه ابو المعالى كنيهاى بوده است كه ديگران مؤلّف بيان الاديان را از راه تعظيم و تجليل بدان مىخواندهاند و از مقدّمهء بيان الاديان كه مؤلّف را در آنجا : « امير سيّد اجلّ و امام عالم » نام مىبرد نيز بر مىآيد كه ابو المعالى هم مثل اجداد و اولاد خود سمتى از نوع امارت و نقابت و غيره داشته است ، و غير از اين مختصر با وجود فحص بسيار نگارنده بر هيچ قسم اطّلاع ديگرى در حقّ او دست نيافت .
دو عمّ ابو المعالى يعنى عبيد اللّه و محمّد پسران ابو القاسم على و دو پسر ابو المعالى ، يعنى على و ابو على عبيد اللّه فى الجمله شهرتى داشتهاند و از ايشان فرزندانى باقى بوده ( عمدة الطّالب ص 322 ) و پسر ابو على عبيد اللّه يعنى ابو عبد اللّه نعمة و نوادهء او از پسر ديگرش ابو طالب حسن ، يعنى سيد ابو الحسن على بلخى نيز سمت نقابت بلخ را داشتهاند و اين ابو عبد اللّه نعمة كه نوادهء ابو المعالى مىشود ظاهرا پدر سيّد مجد الدّين امير ابو طالب بن نعمة ممدوح شاعر مشهور او حد الدّين علىّ بن محمّد بن اسحاق انورى است ، كه در بلخ سمت امارت داشته ، و انورى در اشعار خود از نعم او سپاسگزارى مىكند « 2 » .
هامش
( 1 ) معجم الادباء ( ج 1 ص 151 و 152 ) .
( 2 ) از آن جمله مىگويد : -