تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان الأديان در شرح اديان و مذاهب جاهلى و اسلامى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

تعليقات

ص 24 س 18 و ص 101 س 18 - باسديو - در قصيده‌اى از عنصرى به مطلع :
ايا شنيده هنرهاى خسروان به خبر * بيا ز خسرو مشرق عيان ببين تو هنر
كه در شرح فتوحات سلطان محمود غزنوى است كلمهء « باسديو » آمده و آن را بت بزرگ دانسته كه محمود آن را شكسته و سرش را به غزنين آورده و بر در ميدان شهر افكنده است :
بُتى كه گفتند اينست باسديو بزرگ * خود آمده‌ست و نكرده‌ست نقشِ او بُتگر
سرش به غزنى بفكند بر درِ ميدان * از آن سپس كه به دو بود هند را مفخر
ص 75 سطر 11 و 13 - ابن هبيره - ابو خالد يزيد بن المثنّى محمّد بن هبيرهء فزارى متولد به سال 87 و مقتول به سال 132 هجرى والى عراق است از جانب مروان بن محمّد خليفهء اموى . ص 100 س 5 - انتقاد شادروان كسروى بر عبارت مرحوم اقبال در حواشى كتاب ، دائر به بيرون آمدن ابو الخير خمّار با ابو على سينا و ابو سهل مسيحى و ابو ريحان بيرونى و ابو نصر عراق از خوارزم و رفتن به غزنين به مصاحبت سلطان محمود غزنوى به اين شرح : « چون خوارزم در سال 408 به دست يمين الدوله سلطان محمود غزنوى مفتوح گرديد ابو الخير خمّار با علماى ديگر كه در دربار خوارزمشاه مقيم بودند مثل ابو على سينا و ابو سهل مسيحى و ابو ريحان بيرونى و ابو نصر عراق ، به مصاحبت سلطان محمود از خوارزم بيرون آمد و سنّ او در اين تاريخ . . . . سلطان محمود او را سخت محترم داشت . . . الخ » هر چند حق با منتقد است چه به استناد آنچه در تواريخ آمده و بخصوص آنچه در چهار مقالهء نظامى عروضى نقل شده است ، ابو على سينا و ابو سهل مسيحى از رفتن به دربار غزنين ابا كرده‌اند و شبانه از خوارزم به قصد مرو بيرون آمده و ابو سهل مسيحى در بيابان