تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤

[ سؤالات مرتضى معظم نظام الدين بن سيد مهدى دامت سيادته ] « 1 »

[ 262 ] بكريست . قيل ما تبكيك ؟ قال : ابكى لأنّ غلاما بعث بعدى يدخل الجنّة من امّته اكثر ممّن يدخلها من امّتى . خواجه را غلام خواندن و كريستن ، يقين كه بطريق جدّ نبوذه باشذ ! بس موجب جه بوذه باشذ ؟ مىكوئيم و باللّه التّوفيق : كه اوّل ببايذ دانستن كه غلام در اصطلاح عرب و عرف ايشان بسر و جوان است نه بنده . جنان‌كه حقّ تعالى مىفرمايذ كه :
« فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ »
« 2 » . و ديكر كه :
« لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا »
« 3 » . و ديكر با زكريّا فرموذه كه :
« نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى »
« 4 » . و آنجه كريسته كه امّت او بيشتر از امّت او بيشتر ، در بهشت روند ! هر جند دلالت كنذ بر اكمليّت خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم بر موسى عليه السّلم . جنانجه در واقع است ، امّا احتراز از آنكه تا بر حسد محمول نباشذ ، تصريح نكرده . و اين معنى جهت حال امّت را كرده ، تا بحسد مشوب نباشذ . يا محمول بوذ بذانجه تقصيرى بخوذ حوالت كرده باشذ . يا عجزى و بىتوفيقى در خوذ تصوّر كرده . و وجهى ديكر آنكه خجل خواهيم بوذن از آن قوم كه در بهشت نروند ، و كريستن او جهت عذاب ايشان باشذ ، مانند آنكه بر فوّت شذه بكريند ، و تعزيّت دارند ، و از راه شفقت بر حال امّت كريستن طريقهء انبياست . و در بسيار مواضع مذكور و منقول و حسد مطلق آن باشذ كه جيزى از آن ديكرى باشذ ، بذو نخواهند و بخوذ خواهند . لكن اكر طبعا نيكى به غير خواهند و بخوذ خواهند ، آن حسد نيست ، بلك آن نيك‌خواهى خود باشذ ، و مذموم نيست . و احيانا شخص نظر بر موافقت دوست داشته ، از آن جيز كه او را باشذ ، جهت خوذ نخواهذ ، تا صورت اتّحاد ميان ايشان بيشتر بوذ ، و به همديكر تشبّه كرده باشند . و اللّه اعلم و احكم . جواب سؤال بنجم از سؤالات كه مرتضى معظم نظام الدّين بن سيد مهدى دامت سيادته كرده و كفته : كه هم در آن حديث آمذه است كه بيغمبر صلوات
هامش
( 1 ) - در اصل : يك برگ ( دو صفحه ) در آخر نسخهء موجود ، صحّافى شده است كه ناگزير در پايان متن مىآيد تا با دريافت نسخه‌يى كامل‌تر ، جاى آن در متن كتاب معلوم گردد . ( 2 ) - الصافات ( 37 ) : 101 ( 3 ) - مريم ( 19 ) : 19 ( 4 ) - ايضا : 7