اللّه عليه فرموذ كه : جون از آسمان هفتم دركذشتم بسدرة المنتهى رسيذم . و آن درختى است كه نهايت قدمگاه ملايكه تا آنجا باشذ . بنجاه نماز بر من كه محمّدم واجب كردانيدند . جون بازكشتم بموسى رسيذم ، الى قوله . غرض همين است كه اكر اين ندا از غير حقّ بوذ ، از غير حق جنين ندا درست جكونه آيذ ؟
و اكر ندا از حقّ بوذ ، ندا در صورت قول باشذ . و قول در كسوت حرف و صوت بوذ . و خذا از كفتن و حرف و صوت منزّه است .
مىكوئيم و باللّه التوفيق كه : كلام و صوت نباشذ الّا حقّ را و نباشذ الّا از حقّ ، كه مصدر همهء كمالات ذات و صفات اوست . و غيرى را بىاو در آن شروع محال . و احوال و كيفيّت آن ، و دقايق حقايق كه بذان تعلّق دارذ ، بادلّه و براهين نقلى و عقلى ، در رساله كنز المعانى و در رسالهء تفسير
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً »
« 1 » كه در كتاب لطايف از مصنّفات اين ضعيف است ، و در رساله حروف كه در كتاب بيان الحقايق كه هم از مصنّفات اين ضعيف است مدرج كشته ، شرح داذه شذ . از آنجا مطالعه كنند تا حقيقت آن معلوم شوذ . و اللّه اعلم و احكم .
جواب سؤال ششم : از سؤالات كه مرتضى معظم نظام الدّين ابن سيّد مهدى دامت سيادته كرده و كفته كه : قال اللّه تعالى :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
« 2 » . اين آيت [ 263 ] دلالت مىكند بر آنكه اثبات غيب با حقّ هيج مخلوقى را نيست از انبيا و اوليا ، الّا بعضى رسل را كه موصوف باشند بصفت ارتضا . و بيغمبر مرسل فاضلتر از غير مرسل است ، و خضر عليه السّلم اكر بيغمبر است ، بارى مرسل نيست . و موسى صلوات اللّه عليه مرسل . و اين كرامت غيب در حقّ خضر است ، و در حقّ موسى نيست ، ببيان :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 3 » .
موجب اين كرامت در حقّ خضر فرموذن و در حقّ موسى نفرموذن جيست ؟
مىكوئيم و باللّه التوفيق كه : آنجه در حق خضر عليه السّلم فرموذه كه :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 4 » دلالت نمىكنذ كه آن غيب بوذه باشذ ، جه ملايكه
هامش
( 1 ) - الكهف ( 18 ) : 109
( 2 ) - الجن ( 72 ) : 26 - 27
( 3 ) - الكهف ( 18 ) : 65
( 4 ) - ايضا