بمركّبات من نداذه ، لكن باقى مجموع آن بخاتم النّبيين داذه . و اكر كويذ كه خاتم النّبيّين يكى بوذ بنادر بذو داذه است .
كوئيم : جون درست شذ كه از نوع انسان كه داخل مركّبات منست . جنين شخصى هست كه بزركتر از ملايكه باشذ ، و متصرف در افلاك ، دعوى و سخن من ثابت كشته باشذ . و مع هذا انبياء مرسل و ديكر اوليا و علما ، كه در هر زمانى و دورى جندين هزار از مركبات من باديذ آمذهاند در افلاك كه نظير ايشان نباشذ . و آنجه بر افلاكست همانست زيادت نشوذ .
و همجنانكه قوافل بسيار روى به بندركاهها نهند . قماش و امتعه و همراهان هيج يك به همديكر نمانند . و اين روحانيات نيز موافق كشته ، روى بمركّبات من . كه كعبهء آمال انسانست مىنهند ، و هيج بهم نمانند .
و همجنانكه آن قوافل در بندركاهها ، تماشاها و ذوقها كنند ، و تمتّعها يابند ، اين روحانيات مؤلّف نيز در مركّبات من تماشاهاء كوناكون و ذوقهاء بسيار مىكنند و از الوان نعمتها تمتّع تمام مىكيرند ، و بواسطهء آن كمالات بسيار حاصل مىكنند و بهشت جاويذان ايشان را بذان سبب حاصل مىشود .
و همجنانكه هر كس بنفس خويش استطاعت آن نداشته باشذ ، كه در امر تجارت شروع نمايذ ، دست در دامن تجار و صاحب نعمتان بزرك زند ، و بواسطهء صحبت ايشان نعمتى حاصل كنذ . اين نفوس نيز هر كذام كه اتّصال روحانيات ايشان قوى نيفتاذه باشذ . و بنفس خويش كمالى حقيقى حاصل نتوانذ كرد ، دست در دامن و فتراك اصحاب كمال و ارباب علوم حقيقى مىزنند ، و بواسطهء متابعت ايشان ببهشت مىرسند . و بدين وجه كه ذكر رفت بواسطه مركّبات من هر سال جندين هزار نفوس مقبل شوند ، و صاحب دولت كردند . و جون در تختكاه مركّبات من كه تختكاه نفوس است ، در به دو فطرت تختكاهى بزركتر و بهتر كه بايهء اعلى داشت ، جهت خاتم النّبيّين معيّن شذه بوذ . نفس مبارك او بذان بيوست .
و بموجبى كه تقرير رفت در هر زمان جندين هزار نفوس مقدّسه بمركّبات من بيوندذ و بذان واسطه بكمال رسيذه ، راضى و مرضى به حضرت حقّ رجوع نمايند ، و آيت :
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٦٥