و سياق اين آيت اشارتست به آن معنى كه تقرير رفت كه حقّ تعالى بنى آدم را فضائلى جند داده كه مجرّدات را آن فضايل نيست . و آن آنست كه بواسطهء امتزاج بدن ، استعداد تحصيل كمالات باسباب مختلفه درو نهاذه ، و از جمله آن اسباب : يكى آنكه بدن بطيّبات رزق محتاج است ، و تحصيل آن بتردّد برّ و بحر متعلّق . و جون اين معنى نزد عموم واضحترين وجوه است ، درين آيت آن را بيان فرموذ ، و دلالت ظاهر آيت بر فضيلت بنى آدم بر ساير مخلوقات ، خوذ واضح و روشن است . و آنجه بعضى بذين آيت تمسّك كردهاند و كفته كه جون فرموذه است كه :
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
« 1 » . لا شكّ بعضى از مخلوقات باشند كه بنى آدم را بريشان تفضيل ننهاذه ، و بالضروره آن بعض ملايكه باشند ، جه باتّفاق اشرف مخلوقات انسان و ملكاند .
در جواب آن كوئيم كه : جون اين معنى منافى آيات و نصوص ديكرست كه مطلقا دلالت بر تفضيل بنى آدم بر ملايكه مىكنذ ، بضرورت وجهى ديكر بايذ انديشيد ، كه اين منافات نباشذ و توجيه آنست كه .
كوئيم : من درين آيت « من بيان » است نه « من تبعيض » . جه « الّذى » بجاى آن مىنشينذ ، تا لفظ كثير دال باشذ بر كثرت مجموع مخلوقات ، كه آدمى را بر ايشان تفضيل نهاذه . و حينئذ ملايكه نيز داخل باشند .
و بذين وجه ميان اين آيات [ 230 ] و احاديث كه بعضى ياذ كرده شذ ، و بعضى خواهذ آمذ موافقت مىباشذ ، و مناسب اقوال اهل تحقيق مىافتذ ، و هيج منافات و تناقض لازم نمىآيذ . و بعضى از بنى آدم آنند كه بسبب عمل صالح فضيلت مىيابند .
جنانكه حقّ تعالى مىفرمايذ :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ »
« 2 » .
و وجهى ديكر آنكه حقّ تعالى مىفرمايذ كه :
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ »
« 3 » . و درين آيت مطلقا انبيا را بر مجموع عالميان بركزيذ و تفضيل نهاذ .
هامش
( 1 ) - الاسرا ( 17 ) : 70
( 2 ) - البيّنه ( 98 ) : 7
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) : 33