قال : العقل .
قلت صدّقت ، فانّى سألت رسول اللّه عليه و سلّم كما سألتك .
فقال : كما قلت .
ثمّ قال سألت جبرئيل عليه السّلام : ما السّؤدد ؟ قال : العقل .
و جون بذين احاديث و دلايل ، اشرفيّت عقل بر ساير مخلوقات معلوم شذ ، ببايذ دانست كه مراتب عقل نامحصور است . جنانكه حكما بعضى از آن مراتب را از روى اصطلاح ، نامى مخصوص نهاذهاند . و جون درجات متعدّد باشذ ، لا شكّ بعضى از آن اعلى و افضل بوذ . و معتقد طوايف اهل اديان و ملل آنست كه مرتبهء عقل انسان كامل ، برتر از مراتب عقول تمامت مجرّداتست . جه انسان كامل مطلقا ازيشان افضلاند ، و اهل اسلام را دليل برين قضيّه جند وجه است ؟
يكى قضيّه آدم و ملائكه ، كه حقّ تعالى بوقت آفريدن آدم با ملايكه خطاب كرد كه :
در زمين خليفهء بيذا خواهم كرد .
ملايكه كفتند كه : كسى را خلافت خواهى داذ كه در زمين فساد كنذ ، و خون ريزذ ، و حال آنست كه مسبّحان و مقدّسان حضرت توايم . يعنى لايق خلافت مائيم . حقّ تعالى فرموذ كه : درين ضمن سرّيست كه من مىدانم ، و شما نمىدانيد .
بعد از آن آدم را بيافريذ ، و اسامى تمامت اشيا را جمله بوى آموخت . آنكاه [ 229 ] به جهت آنكه عجز و قصور ملايكه معلوم ايشان كردانذ ، و فضيلت انسان بر ايشان روشن كنذ . جمله اشيا را بر ملايكه عرضه كرد و فرموذ كه :
نام اينها بگوئيد .
ايشان بعجز و قصور معترف شدند ، و كفتند :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا »
« 1 » .
ما را هيج علمى نيست الّا آنكه تو ما را آموختى .
بعد از آن آدم را فرموذ تا ملايكه را آن نامها بياكاهانيذ . و حقّ تعالى بر سبيل توبيخ با ملايكه خطاب كرد كه .
هامش
( 1 ) - البقرة ( 2 ) : 32