تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
افلاك كه هر فلكى زيادت از كرهء زمين است ، مفردات و مركّبات آن تصوّر كنذ كه مكر زيادت از معانى كلمات اللّه باشذ فرموذ كه :
« مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ »
« 1 » ، . يعنى به غير آن بحر كه در آيت اوّل كفتيم ، و آن بمتجدّدات و مصدورات آيت ديكر تعلّق دارذ ، به غير آن هفت بحر ديكر را در ازاء متجدّدات و مقدورات هفت طبقه افلاك نهاذ تا آن و هم مرتفع شوذ . و هر جند در علويّات نيز امثله مانند بحر توانذ بوذ ، كه بذان تمسّك كنند ، لكن جنان‌كه كفتيم كه هر آدمى را علم بذان نرسذ كه آن تمسّك ناديذه را فهم كنذ ، و دريا بيش ايشان عظيم بعظمت و محسوس است . بموجبى كه ياذ كرده شذ ، مقدورات و متجدّدات افلاك را نيز بذان تمسّك و نموذار اشارت فرموذ . و آنجه بيشتر آيت اوّلين منزل فرموذ ، جهت آنست كه بنى آدم را بر احوال عنصريّات ، وقوف زيادتست و بدن او از آن مركّب ، و همواره در آن مستغرق و مشاهدست . تا اوّل آن را معلوم كنند ، و بر اسرار آن واقف كردند . و ايشان را محقّق كردذ كه معانى كلمات اللّه زيادت از تمامت مقدورات و مخلوقات عنصريّات است . و بعد از آن آيت دومين منزل كردانيد تا بدانند ، كه تمامت مخلوقات و اوضاع و تأثيرات كه بيش ازين بوذه . و اكنون در وجود آمذه ، و خواهذ آمذن ، تصوّر حصر آن بهيج جيز نتوان كردن و كفتن ، الّا آنجه در ازاء آن احوال زمين و هر فلكى درياى مداد تصوّر كنند كه بذان مىنويسند . و مع هذا تمامت احوال مخلوقات از مفردات و مركّبات و اجزا و اوضاع و تأثيرات هفت آسمان و زمين سپرى كردذ ، و معانى كلمات اللّه زيادت از آن باشذ تا روشن كردذ كه معانى كلام اللّه از جميع مقدورات مخلوقات كلّيّات و جزويّات زيادتست ، و ما سوى اللّه همه در حكم و فرمان و امر كلمات اللّه . و هر جند اين بيت را كه وصف الحال معانى قرآن قديم و كلمات اللّه بوذ . بيشتر ازين ، نوبتى ديكر ، جهت مثال موجز آن نوشته‌ايم ، لكن جهت آنكه عظيم خوب و مناسب و مطابق آن آمذه ، نوبتى ديكر اينجايگاه كه موضع آن را لايق افتاذ ، مكرّر مىنويسيم . جه در هيج جاى و جهت ، هيج كس و هيج جيز ، آن معانى وارد و لايق
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 27
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 391 | رشيد الدين فضل الله همدانى