تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بعضى احوال روشنائى جراغ را بمثال نور آفتاب توان كفتن ، و صور اقاليم بر طبقى كاغذ تصوّر توان كردن ، و يك شهر بلك يك ديه يك خانه بر همان طبق كاغذ ، صورت آن تصوير توان كردن ، و طرح آن منقّش كرد و مانند آن تمثيلات بسيار . امّا وجه حقيقى : و آن جنانست كه تا جهد باشذ ، سعى بايذ كرد تا مثال و نظيرى كه در كلام اللّه باشذ ، جنان تفسير و تأويل كنذ ، كه مناسب و واقع باشذ ، و معلوم و معقول و محقّق ، و در آن شكّ نيست كه بذان وجه تقرير و تأويل كردن بهتر از آنكه بوجهى ديكر جه معقول و مناسب ننمايذ . مىكوئيم كه : مشاهد و معيّن است كه متولّدات و متجدّدات و مؤلّفات كه در زمين هست ، عظيم بسيار است ، و در امكان و اوضاع آن متجدّدى نه . و در آن تركيب و تأليف متصوّر نه . و حقّ تعالى جون عليم و حكيم است ، بعلم و حكمت خود واقف ، كه احوال مخلوقات و تأثيرات فلك قمر در آن فسحت و بزركى ، همان مقدارست كه در تنگناى زمين . و مثال آن جنان است كه در صحرائى كوجك خيمهاء بسيار تنك در هم فرو آمذه ، و عظيم بمشغله باشذ . و همان مقدار مردم در صحرائى كه صذ جندان باشذ ، فرو آيند ، در نظر اندك نمايذ . لكن جون موازنه كنند و بشمارند ، هر دو در عدد متساوى باشند . لكن زمين كه منزلكاه ايشانست [ 204 ] متفاوت باشذ ، و مانند صحرائى كوجك كه درو علف بسيار رسته باشذ ، و صحرائى كه هزار جندان باشذ ، و باسباب معيّنه درو علف اندك رويذ . هر جند در صحرائى بسيار و در صحرائى اندك باشذ ، لكن جون موازنه كنند ، علف هر دو موضع مقابل همديگر باشذ . و مانند اصطرخ « 1 » كوجك كه درو ماهى بسيار متولّد شوذ ، و اصطرخى كه هزار جندان باشذ و در آن ماهى اندك متولّد شوذ . و جون مقابله و موازنه كنند ، ماهى در هر دو اصطرخ كوجك و بزرك متساوى باشذ ، و تفاوت در بزركى و كوچكى اصطرخ باشذ نه در ماهى و هر جند دليلى از آيت قرآن واضح‌تر نتوانذ بوذ ، كه بذان تمسّك كنند . جنان‌كه درين معنى وارد كشته . جهت آنكه بفهم هر كس نرسذ ، دليلى معقول ايراد مىكنيم . و آن آنست كه قمر در يك ماه دورى مىكنذ و آفتاب در يك سال و زحل در سى
هامش
( 1 ) - كذا