تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
بحرص ار شربتى خوردم مكير از من كه منزل در * بيابان بوذ و تابستان و آب سرد و استسقا
و جون اين كلمات كفته شذ ، و جنين كستاخى كرده آمذ ، و شكّ نيست كه خوانندگان اين متساوى نباشند ، جه بعضى منصف ، و بعضى غير منصف ، و بعضى عيب جوى ، و بعضى عفوكننده باشند . شايذ بوذ كه بعضى از معترضان در خاطر آورند و كويند : همه كس اين دعوى تواند كرد : و به زبان توانذ كفت ، لكن اكثر خلق را اين معنى در حقّ آيات و احكام قرآن به اعتقاد فحسب باشذ . و اين ضعيف را با وجود اعتقاد اين معنى مشاهد و معاين است . و جون در وقت اعتراض ايشان غالب ظنّ آنكه يا حاضر نباشذ ، يا ممكن كه در كذشته باشذ ، نخواست كه اين صورت دعوى را بر مباهات و حماقت و خويشتن ستائى او حمل كنند ، و در معرض اهتزا افتذ ، و هر جند كفته‌اند كه ، شعر :
و ما احد عن السّن النّاس سالما * و لو انّه ذاك النّبىّ المطهّر
امّا جنان خواست كه آن صورت دعوى را هم درين حالت ، و اين موضع معنى بيان كنذ ، و ثابت كردانذ . و بعد از آن با سر سخن اوّل روذ تا مطالعه‌كنندكان حمل بر معانى مذكور نكنند . مىكويذ : كه هر كس كه رسايل و كتب و مصنّفات اين ضعيف بخوانذ ، و معنى آن معلوم كنذ ، او را محقّق كردذ كه اين نه از سر كزاف و مباهات كفته است ، جهت آنكه حال اعتقاد و حقيقت ضمير او ، ايشان را بواسطهء مطالعهء آن كتب و رسايل معلوم شوذ ، شعر :
اين سخن كرجه كه در صورت دعواست و ليك * عقل دانذ كه برينش نرسذ انكارى
و حاليا يكى از جمله دلايل اين دعوى اينجا باز نمايذ تا بر فور شمّهء از آن مبيّن كردذ . و دليل اينست كه آنج حق تعالى فرموذ كه :
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
. « 1 » . و آنجه فرموذه كه :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 2 » و آنجه فرموذه كه :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ
هامش
( 1 ) - الانعام ( 6 ) : 59 ( 2 ) - الكهف ( 18 ) : 109