تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
روشن كردذ ، و معنى مشكل آن حلّ و مكشوف شوذ . و بوجهى معقول بيان معنى آن بر صيغتى كه مناسب منقول باشذ كرده آيذ . جه حكم آيت :
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
« 1 » . هر معنى معقول و دقايق و حقايق اشيا كه موجودست در قرآن باشذ ، و هيج جيز غير معقول در قرآن نتواند بوذ . و هر كس كه معقولات از آن باز نيايذ يا سخنى از آن جمله بيش او نامعقول نمايذ . بر موجب شعر :
و النّجم الابصار صورته * و الذّنب للطّرف لا للنّجم فى الصّغر
و مقتضى اين دو بيت كه يكى از اهل تحقيق كفته كه ، شعر :
بعضى سخن از راه اشارت كفتند * بعضى دكر از روى بصارت كفتند
تو كوش سخن شنو ندارى ور نه * يك معنى را به صد عبارت كفتند
خلل آن نه از آن باشذ ، كه بر آن وجه بوذه باشذ ، بلك از نقصان عقل و فهم شخص توانذ بوذ ، كه آن را در نيابذ و فهم نكند ، و تطبيق لفظ با معنى ، و معنى با لفظ نتوانذ كرد . يا آن باشذ كه خوذ بكلّى از آن معانى [ 149 ] و حقايق غافل باشذ . جنان‌كه حكيم سنائى بنظم آورده كه :
عجب نبوذ كه از قرآن نصيبت نيست جز نقشى * كه از خورشيذ جز كرمى نيابذ جشم نابينا
و هم درين معنى كفته‌اند كه :
نور موسى جكونه بيند كور * نطق عيسى جكونه دانذ كر
هامش
( 1 ) - الانعام ( 6 ) : 59