معلوم شوذ و از مباحث منطقه جنانكه مباحث اهل مساحت بوذ قطر كره و مساحت سطح ظاهر و جرم آن معلوم توان كرد ، زيرا كه ضرب نصب قطر در نصف منطقه باشذ . و آن مقدار ربعى بوذ از مساحت كره و ارباب صناعات برين دعاوى برهان كفتهاند و واضح كردانيذه و بطلميوس كه استاذ اين علم است بذين تجربه و رصد قيام نموذه ، و مقدار يك درجه را از زمين شصت و شش ميل و دو ثلث يافته است . هر ميلى سه هزار كزى سى دو انگشت ، هر انگشتى شش جوشكم بهم بازنهاذه .
بس دور زمين به اين تقرير بيست و جهار هزار ميل بوذ كه هشت هزار فرسنك باشذ ، و قطر زمين هفت هزار و ششصذ و سى و شش ميل باشذ كه دو هزار و بانصد و جهل و بنج فرسنك بوذ و ثلث فرسنكى . زيرا كه نسبت دور با قطر جون نسبت بيست و دو با هفت باشذ بتقريب . جنانكه ارشميدس مبرهن كرده است .
بس سطح ظاهر او شصت و يك هزار هزار و هشتاد و هشت فرسنك بوذ .
و ابو ريحان بيرونى مىكويذ كه : بلندتر كوهى را رصد كردم در هندوستان ، ارتفاع آن سه فرسنك يافتم بتقريب .
بس معلوم ميشوذ كه اين اشخاص را باضافت با زمين و بزركى او قدرى نيست . و زمين را از كريّت بيرون نمىبرذ .
جون براهين و ادلّهء حكما كه درين معنى كفتهاند برين وجه يافت و در كريّت زمين شبهتى نماند با خوذ انديشه كرد كه ، جون تدوير زمين بذين وجه كه كفتيم مبرهن شذ و قطعا مجال آنكه تأويلى نهند بر آن سطح ، يا نصبى تصوّر توان كرد كه آن را از كريّت بيرون برذ ، نيست .
اكنون تفسير و تأويل آيت :
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ »
« 1 » . كه در باب نصب كوهها و سطح زمين واردست بر جه وجه توان كرد ، كه در اعتقاد خللى نيفتد . و حقيقت حكم اين آيت جنانكه ما لا كلام حقّ و راست توانذ بوذ ، كه بتقريرى كه بفهم نزديك باشذ واضح و
هامش
( 1 ) - الغاشية ( 88 ) : 17 - 20