كلام قديم در آن شب فرستاذه شذه جكونه توان دانست ؟ و معنى اين بحقيقت آن باشذ كه يعنى تعظيم آن بغايت غايت بسيار باشذ . جنانكه فهم بشر از آن قاصر آيذ و اين لفظ دلالت بر معانى و عظمت بسيار دارذ ، و بنوعى ديكر تعظيم مىفرمايد كه :
« لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »
« 1 » : يعنى شب قدر بهتر از هزار ماه باشذ ، كه شب قدر درو نباشذ ، زيرا كه اكر آن ماهها بر شب قدر نتوان كفت ، كه شب قدر بهتر باشذ از هزار ماه ، كه آن نيز بر شب قدر مشتمل باشذ . جه لازم آيذ كه يك شب قدر بهتر از جندين شب قدر باشذ . بس شب قدر يعنى احياء آن بطاعات حق تعالى بهتر از عبادات بسيار باشذ در زمانهاء ديكر . به جهت آنكه حق سبحانه و تعالى تعظيم آن فرموذه ، و قرآن در آن شب فرستاذه ، و آنجه فرموذه :
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ »
« 2 » : اين همه دليل است بر تعظيم آن شب ، يعنى كه جون حقّ سبحانه و تعالى ، آن شب را مشرّف و معظّم فرموذ بفرستاذن قرآن در وى . ملايكه جهت تعظيم قرآن در آن شب ، با قرآن تنزّل فرموذند . و كذام تعظيم قرآن وراء آن باشذ كه جمله ملايكه بموافقت آن تنزّل فرموذه باشند ! ؟ و جه عظمت در زمانى وراء آن تصوّر توان كرد كه ، قرآن به اين عظمت با ملايكه رحمن تنزّل فرمايند ؟ ! و كذام بركت و ثواب در مقابل طاعتى آيذ ، كه در آن زمان بادا رسانند ! ؟ و آنجه آن را بهتر از هزار ماه نهاذه ، احتمال دارذ كه هزار مراد كثرت بوذه باشذ ، و الّا آن شب بهتر از شبهاء نامحصور توانذ بوذ كه شب قدر در آن نباشذ . و آنجه فرموذه كه :
« مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
« 3 » : يعنى تنزّل ايشان جهت هر امرى بوذه باشذ . و شايذ كه درين شب جمله امور اين سال بتقدير حق سبحانه و تعالى مقدّر و معيّن كردذ جنانكه فرموذه كه :
« فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
.
« سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ »
« 4 » يعنى جنانكه صاحب كشّاف فرموذه : جون ملايكه به آن كثرت تنزّل فرمايند تا وقت صبح ، سلام بر يكديگر كنند .
و اين همه معانى كه كفته شذ . شمّهء است از تعظيم اين شب به جهت [ 128 ] آنكه قرآن كريم و كلام قديم را در وى نزول بوذه ، و باقى عظمتها كه تنزّل ملايكه و غير ذلك بسبب عظمت قرآن بوذه . اينست آنجه اين ضعيف را بخاطر آمذ و املا كرد .
هامش
( 1 ) - القدر ( 97 ) : 3
( 2 ) - ايضا : 4
( 3 ) - القدر ( 97 ) : 4
( 4 ) - ايضا : 5