مدّت غزاء آن غازى .
و همجنين مىكويند كه : بيش ازين زمان ، مردم را عابد نخواندندى الّا تا هزار ماه عبادت حقّ نكردى . بس حق تعالى شبى اين طايفه را ارزانى داشت كه اكر آن شب زنده دارذ ، سزاوارتر به آنكه ايشان را عابد خوانند از آن « 1 » جماعت بيشينيان كه عبادت كردند .
تنزّل يعنى به آسمان دنيا فرو آيند . و بعضى كفتهاند كه فوجى از ملايكهاند كه تمامت ملايكه ايشان را نبينند الّا در آن شب .
من كلّ امر : يعنى از بهر كزاردن هر كارى كه حقّ تعالى تا سال آينده قضا رانده باشذ .
و همجنين خواندهاند « من كلّ امرئ » يعنى از بهر هر آدمئى . و كفتهاند كه هيج مؤمنى و مؤمنهء را نبينند ملايكه در آن شب الّا سلام بريشان كنند . و سلام عبارت از سلامت و خير . يعنى حق تعالى تقدير كنذ كه در آن شب عزيز همه سلامت و خير از بهر مؤمنان ، و در غير آن شب ، بلا و سلامت بهم تقدير فرمايذ . و بعضى كفتهاند كه در آن شب نباشذ الّا سلام يعنى از بسيارى آنكه ملايكه بر مؤمنان سلام كنند ، هيج جيز نبايد الّا سلام .
« مَطْلَعِ الْفَجْرِ
« 2 » بفتح لام و كسر لام هر دو خواندهاند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، روايت است كه هر كس كه سورة قدر را بخواند ، جندان ثواب و مزد به او داذه شوذ كه همه رمضان و شب قدر زنده داشته باشذ . و اللّه اعلم .
و امّا آنجه اين ضعيف را بر سبيل ارتجال و ايجاز در خاطر آمذه و املا كرد ، اينست كه مىكوئيم كه آنج حقّ تبارك و تعالى فرموذ كى :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
« 3 » : آن بحقيقت تعظيم شب قدر است ، نه تعظيم قرآن . جه شب قدر بسبب آنكه فرستاذن قرآن در وى بوذه معظم و بزركوار كشته است ، وجه عظمت وراء آن باشذ كه جنان كتابى كه :
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
در شان او آمذه ، و اعجاز خاتم النّبيين بذو حاصل كشته ، و سبب ارشاد و هدايت عالميان شذه ، در و نازل شذه باشذ . و آنجه فرموذه :
« وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ »
« 4 » : يعنى عظمت اين شب به اين سبب كه قرآن عظيم و
هامش
( 1 ) - در اصل « از آن » مكرّر است .
( 2 ) - القدر ( 97 ) : 2
( 3 ) - ايضا : 1
( 4 ) - ايضا : 2