تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

رسالهء سؤالات علما

[ 100 ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلم على نبيّه المبعوث رحمة للعالمين و على آله الطيبين الطّاهرين اجمعين . امّا بعد جنين كويذ : مقرّر اين كلمات ضعيفترين خلايق و محتاجترين برحمت و مغفرت بارى عزّ اسمه و صفاته فضل اللّه بن ابى الخير بن عالى المشتهر بالرّشيد الطبيب غفر اللّه ذنوبه كه از روى حسن الظنّى كه جماعت علما و افاضل عصر را بذين مخلص مىباشذ ، اكثر شب هنگام تشريف حضور ارزانى داشته اين ضعيف را تفقّدى ميكنند و از هر نوع حقايق و دقايق معانى تقرير و بيان مىفرمايند . و اين مخلص به قدر استعداد خوذ از انفاس شريفهء ايشان بهره‌مند مىكردذ و حظّى وافر كه فوايد دنيوى و اخروى در ضمن آن مندرج باشذ حاصل كرده حضور مباركشان سعادت روزكار خوذ دانذ و توفيقى تمام و غنيمتى عظيم شمرذ . و از بر تو ضمير و خاطر منيرشان روشنائى بدرون اين ضعيف سرايت كرده در جواب بعضى تقريرات و فوايد كه از خدمتشان شنيذه و بذان محظوظ كشته تا اين كلمه در خاطر آيد ، بهر وقت كفته شوذ . درين وقت كه اواخر ربيع الآخر سنة تسع و سبعمائة [ 709 ه ] است ، بمقام سلطانيه شبى كه جمعيّت آن افاضل عصر بوذ ، بر عادت معهود ، هر بزركى ازيشان فايده مىفرموذند . در اثناء آن در جواب بعضى از تقريرات و فوايد اين ضعيف جند كلمه متفرّق ، مناسب جواب هر فايده و تقريرى كه رفته بوذ برفور در خاطر آمذ . و بر زبان راند بطريق عين الرّضا آن كلمات بسنديذهء آن بزركان عصر آمذ و فرموذند كه : اكر اين جند كلمه كه وارد يك شبه است ، در قلم آرى ، مهمل و ضايع نمانذ ، و ما را از تو ياذكارى باشذ . بنابر اشارت و التماس ايشان آن كلمات متفرّق كه در آن شب وارد شذه بوذ ، در قلم مىآرذ ، ان شاء اللّه بسنديذه علما و حكماء اولو الالباب باشذ و برضاء حقّ تعالى مقرون كردذ :
« إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
« 1 » . و اين رساله را نام « رسالهء سؤالات علما » نهاذه شذ و مشتملست بر جهار بحث بذين تفصيل :
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 98