تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
يك وجه آنكه اكر كسى اعتماد كنذ بر آنجه او قادرست بر جيزى كه بكند ، عجبى باشذ كه بخوذ راه داذه باشذ ، و حقّ تعالى نبسندذ و متغيّر كردانذ . ديكر آنكه بر عمر و احوال عالم يك لحظه اعتماد نيست . ديكر آنكه تو هم امروز در راه خويشتن تقرير كردى كه براهى كه رويم و مىبينيم ، در حال فراموش مىكنيم شايذ ، كه آن سخنان نيز فراموش كنى . ديكر آنكه فراموشى از آدمى دور نيست و اكر فراموشى ممكن نبوذى ، نام فراموشى خود نبوذى . فراموشى و ياذ كرفتن هر دو در خواصّ آدمى موجودست . نشايذ كفتن كه البتّه ياذ كيرذ و فراموش نكنذ . يا البتّه ياذ نكيرذ و فراموش نكنذ يا البتّه ياذ نكيرذ و فراموش كنذ ، بس شايذ كه فراموش كنى ! . و هر جند يقين است كه تو جزويّات كه بذان التفات نداشته باشى مانند ياذ داشتن راه و امثال آن ، از سبب بىالتفاتى فراموش كنى ، و مانند اين كلمات فراموش نكنى . لكن در همه احوال بر بزركان و دانايان احتياط كردن واجب است ، و احتياط بهتر از بىاحتياطى بوذ . اين بنده ضعيف برين تقريرات كهربار هزاران آفرين و دعاها كرد و سر بر زمين نهاذه از حضرت بىنياز ثبات عمر و دوام دولت آن حضرت مسألت كرده ، جهت عين الكمال فاتحه خوانده [ 98 ] آيت :
« وَ إِنْ يَكادُ »
« 1 » خواند ، و با خود كفت : مصدّق اين معانى و تقريرات همه آنست كه انبيا و اوليا و علما و حكما كفته‌اند ، امّا آنجه نبى عليه الصّلاة و السّلم فرموذه است كه : « و الّذى نفسى بيده انّى ما وضعت لقمة فى فى فظننت ان احيى حتّى اسيغها » . و آنجه روايت كرده‌اند كه : « خير البرّ اعجله » او حقّ تعالى در قرآن مجيد فرموذه كه :
« فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ »
« 2 » ، و فرموذه كه :
« سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ »
« 3 » و آنجه كفته‌اند : « الفرص تمرّ مرّ السّحاب » . و آنجه حكيم فردوسى كفته :
همى تا بكردانى انگشترى * جهان را دكركون شوذ داورى
هامش
( 1 ) - القلم ( 68 ) : 51 ( 2 ) - البقرة ( 2 ) : 148 ( 3 ) - آل عمران ( 3 ) : 133