تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
من نيز از محال كفتن عاجز نيست . من نيز محال كفتن آغاز كردم . و اكر تو زيادت ازين محال كوئى ، من باز بالاتر و قوىتر از ان محال باديذ كنم و بكويم . اكنون بر همان موجب هيج كسرا زفان از محال و مجهول كفتن قاصر نيست و محالات و مجهولات بسيار باديذ توان كردن . مثلا مانند آنجه كويند كه بارسال آينده بوذى ، و سال آينده بارسال . صادرات هر سال بكذام سال متعلّق بوذى ! ؟ . و اكر زيد ، عمرو بوذى و عمرو زيد . و يكى ازيشان در بلاد مغرب بوذى و يكى در بلاد مشرق ، سخنى كه ايشان با همديگر كفتندى هر دو در يك حالت و يك موضع آن منسوب بوذى ، بهمذان و يا ببغداذ و اكثر سخن را در آسمان كفته بوذندى يا در زمين ، يا دريا ، و ايشان جون باتّفاق و مشورت همديگر كفته بوذندى ، از كذام يك صادر شذه بوذى ؟ و خير و شرّ آن بكذام يك ازيشان متعلّق بوذى ؟ فى الجمله محالات و مجهولات مانند اين تقرير در يك ساعت بسيار توانذ انديشيذن . و تا سعى باشذ مردم بايذ كه از محالات و مجهولات كفتن و شنيذن محترز باشند تا بمحال‌گويى و كزاف‌انديشى مشهور نشوند و بذنام دنيا و عقبى نكردند . اينست آنجه در جواب محال‌كويان و مجهول‌انديشان كفته شذ . ان شاء اللّه بسنديذه . علما و حكماء اولو الالباب باشذ ، و برضاء حقّ تعالى مقرون .
« إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ »
« 1 » و اللّه اعلم بالصّواب . .
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 98