تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و إلّا مجهول مطلق ، مجهول مطلق نبوذه باشذ . و المقدّر خلافه . جوابى كه امام افضل الدين خونجى نوّر اللّه ضريحه كفته است ، آنست كه : موضوع قضيّه تارة خارجى مىكويند تا معنى كلّ « ج ب » آن باشذ كه هر جه موجود است در خارج و « جيم » برو صادقست موجود است در خارج « و ب » برو صادق است . و تارة حقيقى مىكيرند تا معنى كل « ج ب » آن باشذ كه هر جه اكر يافت شوذ در خارج « ج » باشد . اكر يافت شوذ در خارج « ب » باشذ . و در اوّل وجود موضوع در خارج شرط است و در ثانى شرط نيست . اكنون كلّ مجهول مطلقا يمتنع الحكم عليه وقتى صادق توانذ بوذ كه حقيقة الموضوع گيرند ، و معنى آن باشذ كه هر جيز جون بيايند مجهول مطلق باشذ . و جون بيابند حكم بر ان نتوان كرد و اينجا هيج تناقضى نيست . جه موضوع اين زمان معلوم است « بوجه ما » ، و حكم مىكنيم كه اكر مجهول مطلق باشذ ، حكم بر آن نتوان كرد ، و اين سخنى راست است . و امّا اكر قضيّه خارجى گيرند ، قطعا صادق نتوانذ بود ، جه حينئذ معنى آن باشذ كه جيزى كه در خارج موجود است و مجهول است مطلقا حكم بر آن ممتنع باشذ ، و اين صادق نيست ، جه صدق اين بر آن موقوفست كه جيزى كه در خارج موجود باشذ و موصوف بمجهول مطلق ، و اين محال است ، جه هر جه در خارج موجود باشذ معلوم باشذ بوجهى از وجوه ، و اكر خوذ بمجرّد اين قدر باشذ كه موجود است و شىء است . جوابى ديكر كه در كشف مذكور است و آن آنكه اين قضيّهء عرفيّهء عامّه است يا مشروطهء عامّه ، بمعنى آنكه هر جه مجهول مطلق است مادام كه مجهول مطلق است ، حكم برو نتوان كردن و اين منافى نيست ، از آنكه در غير اين حالت برو حكم كنند . جنان‌كه كويند : « خفته » بيذار نباشذ ، جه معنى آنست كه مادام كه خفته است بيذار نباشذ و اين منافى آن نيست كه در حالتى بيذار باشذ . امام افضل الدّين نوّر اللّه ضريحه برين اعتراض كرده و كفته كه بنابراين هر جه مجهول مطلق باشذ دائما حكم برو ممتنع باشذ . و همان اعتراض وارد كردذ . جوابى ديكر كه هم در كشف منقول است ، آنست كه معنى اين قضيّه آنست كه آنج مجهول مطلق باشذ شخصى را ، آن شخص برو حكم نتوانذ كرد ، و شايذ كه ما را معلوم باشذ برو حكم كنيم يا آنكه اكر ديكرى را مجهول باشذ مطلقا برو حكم نتوان كرد .