509 -
تمسّحوا بالارض فانّها بكم برّة
« 1 » .
( 1 ) دست به زمين درماليد و از خاك ننگ مداريد كه خاك بر شما مشفق است ؛ اين مجاز است يعنى در حيات شما را نعمت ميدهد ، و در حال مرگ شما را به خود باز پوشاند .
510 -
دعوا النّاس يرزق اللَّه بعضهم من بعض
. ( 2 ) بگذاريد مردمان را كه خداى تعالى روزى بعضى بر دست بعضى مىرساند .
511 -
استعينوا على انجاح الحوائج بالكتمان لها
. ( 3 ) چون خواهيد كه حاجتها زودتر برآيد پنهان داريد .
512 -
التمسوا الجار قبل شرى الدّار ، و الرّفيق قبل الطّريق .
( 4 ) طلب همسايه كنيد پيش از آنكه سراى بخريد ، و طلب همراه كنيد پيش از آنكه راه برويد « 2 » .
513 -
تداووا فانّ الّذي أنزل الدّاء أنزل الدّواء .
( 5 ) بيماران را دارو دهيد كه آن خداى كه درد بفرستاد درمان نيز بفرستاد ، و هر دردى را درمانى بديد كرده است .
514 -
احثوا التّراب في وجوه المدّاحين .
( 6 ) پاشيد خاك در روى مدّاحان ؛ زيرا كه مدّاحان بيشتر دروغ گويند . آوردهاند كه وقتى مردى عثمان بن عفّان را مدح كرد و مقداد اسود ايستاده بود اندك خاكى به روى وى پاشيد ، عثمان با مقداد گفت كه : چرا چنين كردى ؟ - مقداد گفت :
هامش
( 1 ) ابن الاثير در النهايه بعد از ذكر معنى « برّ » بفتح باء و كسر آن گفته :
« و منه الحديث : تمسّحوا بالارض فانّها بكم برّة
أى مشفقة عليكم كالوالدة البرّة بأولادها يعنى أنّ منها خلقكم و فيها معاشكم و اليها بعد الموت كفاتكم » .
( 2 ) يعنى پيش از آنكه براى سفرى راهى شويد و به راه بيفتيد ، نظير قول امير المؤمنين عليه السّلام است كه :
« سل عن الجار قبل الدّار و الرّفيق قبل الطريق »
( جزء وصيّت آن حضرت است به امام حسن مجتبى ( ع ) كه در نهج البلاغه و ساير كتب معتبره مذكور است ) .