امّت فخر آورم بر ديگر پيغمبران .
493 -
تسحّروا فانّ في السّحور بركة .
( 1 ) سحر « 1 » خوريد كه در سحر خوردن بركت است يعنى انباز شما بود در طاعت و چون بنده ابتدا كند بنان خوردن بگويد :
بسم اللَّه
؛ و چون خورده شود بگويد :
الحمد للَّه
؛ و اين بسيار طاعت است .
494 -
اتّقوا النّار و لو بشقّ تمرة .
( 2 ) از آتش دوزخ بپرهيزيد و اگر همه بدان بود كه نيم ذرّه خرما بدرويش « 2 » دهيد ، و روايتى ديگر اگر خود بزركلهء « 3 » گوسفند بود .
495 -
اتّقوا الشّحّ فانّه أهلك من كان قبلكم .
( 3 ) بترسيد از بخيلى و بخل مفرمائيد و مكنيد ، و اگر نفستان فرمايد مخالفت كنيد كه بخيلى بهلاك برد آنان كه از پيش بودند چون قارون و مانند او .
496 -
استغنوا عن النّاس و لو بشوص السّواك
« 4 » .
( 4 ) مستغنى باشيد از مردمان اگر همه بخواستن مسواك بود كه به دهان ميكنند « 5 » .
497 -
اعروا النّساء يلزمن الحجال .
( 5 ) برهنه داريد زنان را تا ملازم پرده شوند يعنى جامهء نيكوشان مپوشانيد كه ايشان ننگ دارند كه بجامهء خلق « 6 » از خانه بيرون آيند .
هامش
( 1 ) كذا و به نظر ميرسد كه صحيح « سحرى » باشد .
( 2 ) در نسخهء دانشگاه : « كه پارهء خرما بدرويشى » .
( 3 ) در نسخهء دانشگاه : « بزن كلهء » و معنى اين كلمه براى من معلوم نشد .
( 4 ) ابن الاثير در النهايه گفته : « فيه انّه كان يشوص فاه بالسّواك اى يدلك أسنانه و ينقّيها و قيل : هو ان يستاك من سفل الى علو ، و اصل الشّوص الغسل :
و منه الحديث استغنوا عن النّاس و لو بشوص السّواك
اى بغسالته و قيل : بما يتفتّت منه عند التسوّك » .
( 5 ) در نسخهء ديگر : « بكنيد » .
( 6 ) در غياث اللغات گفته : « خلق بفتحتين كهنه شدن جامه ، و بمعنى جامهء كهنه و بدين معنى بكسر لام نيز آمده ؛ از منتخب و بهار عجم و لطايف و صراح » .