آن پيرى و دژمى « 1 » نباشد ، و شما راست أمنى و عافيتى كه پس از آن ببلا و سختى نرسيد قال اللَّه تعالى في كتابه المحكم :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ
« 2 » ؛ يعنى هيچ نفسى نداند آنچه حقّ تعالى بجا آورده است از براى مؤمنان .
و حضرت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله فرمايد كه : در بهشت چيزهاست كه چشم هيچ كس نديده باشد ، و گوش هيچ آفريده نشنيده ، و بر خاطر هيچ مخلوقى نگذشته ، و چون بهشتيان را بايد كه دوزخيان را ببينند بينند و اندرين روز دوزخيان را محنت افزايد و بهشتيان را راحت آيد ، چون چشمشان بر دوزخيان آيد ندا كنند ايشان را كه :
قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ
« 3 » . يعنى آنچه خداى تعالى ما را وعده كرده بود از بهشت و ناز و نعيم بيافتيم و شما را آنچه خداى تعالى وعده كرده است بيافتيد ؟ - گويند : بلى كه يافتيم آتشى كه بجان و جگر ما ميرسد و دلهاى ما ميسوزد ، از آن آب كه شما ميخوريد يك قطره بر جگر ما زنيد ، و از آن طعام كه شما ميخوريد ما را نيز نصيبى دهيد . قوله تعالى « 4 » :
أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ
. بهشتيان بجواب گويند :
إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « درماندگى » ؛ در برهان قاطع گفته : « دژم بكسر اول و فتح ثانى و سكون ميم بمعنى افسرده و غمگين و اندوهناك و رنجور و بيمار و آشفته و سرمست و مخمور و فرو افكنده و انديشهمند باشد و اين معنى را بر غير آدمى هم اطلاق كنند و بمعنى تيره و سياه و تاريك هم آمده است » .
( 2 ) صدر آيهء 17 سورهء مباركهء سجده و ذيل آن اينست : «جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ.
( 3 ) وسط آيهء 44 سورهء مباركهء « أعراف » و صدر آن اينست : «وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ» و ذيل آن اين :فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ.
( 4 ) وسط آيهء 50 سورهء مباركهء اعراف و صدر آن اينست :وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْو ذيل آن همانست كه در متن هست يعنى «قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ» و در اقتباس از اين كريمهء قرآنيه نيكو گفتهاند :« ألا قل لسكّان وادى الحمى * هنيئا لكم في الجنان الخلود »
« أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ فيضا * فنحن عطاش و أنتم ورود » .