تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
باشد و هر مردى نو خط ، و بالاى هر يكى شصت ارش باشد ، و پهناى سينه‌اش هفت أرش باشد ، و مرد را بجز از موى سر و خط و عارضين نبود ، و زن را بجز از موى سر بر اندام ايشان يك ذره موى نباشد ، و هرگز نرويد ، و رويهاى ايشان درفشان « 1 » بود ، و شكفته و تازه باشد ، و تنها بغايت فربه چنان كه از نازكى سر تا پاى همه شكنج بر شكنج افتاده باشد ، چنان كه در خبر است كه از نازكى و لطيفى مغز در ميان استخوان ايشان بديد باشد ، و آب بينى ايشان نباشد ، و چشمهاشان آب نريزد ، و تن و جامه‌شان چرگن « 2 » و شوخگن « 3 » نشود ، و كنيزكان بهشتى را از بهر آن « حور عين » گويند كه چشمهاشان فراخ بود و سياهى بغايت سياه و سفيدى بغايت سفيد . و در خبر است كه اگر يك تاره موئى از حور « 4 » در دنيا افتد همه عالم بوى مشك گيرد ، و اگر آب دهنش در دريائى افتد كه تلخ و شور باشد همه چون زلال گردد ، و اگر در شبى تاريك كفى در دنيا دارد همه عالم پر از نور گردد ، و چون كفش چنين باشد حال ديگر اندامها خود چگونه باشد . . ! و در پاى ايشان « 5 » خلخال و نعلين زرّين باشد و جمله بگوهر بر نشانده ، و از هر گونه دست‌آورنجن در دستها كرده ، و گوشوارها از گوش آويخته ، و نور زيورشان در آن غرفه‌ها افتاده كه اگر مرگ روا بودى هر كه آن ديدى يا آن شنيدى از راحت جان بدادى همه خرّم روى و خندان باشند و همه همسر « 6 » و نارپستان باشند و همه شوهر كن « 7 »
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « درفشيدن بر وزن و معنى درخشيدن است كه تابان و منوّر باشد و درفشان بمعنى درخشان است » . ( 2 ) در برهان قاطع گفته : « چرگن بكسر اوّل و ثالث چيزى كثيف و زخمى كه پيوسته از آن چرك و ريم رود » . ( 3 ) در برهان قاطع گفته : « شوخگن با اوّل مضموم بثانى و ثالث زده و كسر گاف فارسى بمعنى چرگن باشد و شوخگين بر وزن پوستين نيز به همين معنى است » . ( 4 ) در نسخهء دانشگاه : « يك تار موى حورى » . ( 5 ) در نسخهء دانشگاه : « در پاهاى ايشان » . ( 6 ) در نسخهء دانشگاه : « سر و قد » ؛ همسر بمعنى « ترب » عربى است كه جمع آن « اتراب » است كه زنان بهشتى را خداى تعالى در قرآن مجيد به اين لفظ ستوده و در واقع عبارت متن ترجمهء : « كواعب أترابا » است . ( 7 ) در نسخهء ديگر : « شوهر كين » .