پس فروتر آن را گفت :
وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ
« 1 » . بهشت را هشت در بود و هر درى را دو درآويخته ؛ فراخى هر درى چهل ساله راه بود ، و ديوارهاى بهشت خشتى زرين و خشتى سيمين بود ، و گلش مشك أذفر باشد ، و خاك بهشت كافور بود و عنبر ، و سنگريزهاش درّ « 2 » و مرواريد باشد ، و بنده هر چند طاعت بيشتر كرده باشد و از گناه بيشتر پرهيزيده باشد درجاتش بيشتر باشد و در خبرست كه از درجهء تا بديگر درجه صد ساله راه باشد ؛ و اندر ميان كوشكها و غرفهها باشد همه از ياقوت و مرواريد چنان كه از صفا و ظريفيش چنان باشد كه از اندرون بيرون « 3 » بديد « 4 » باشد و از بيرون اندرون ، و سرايهاى بهشت هر سرائى هشت فرسنگ باشد و زير آن كوشكها و غرفهها جويهاى روان باشد و بر كنار جويها درختانى باشند كه اصلشان از زر باشد و ميانشان از سيم ، و شاخههايشان از خوشههاى مرواريد .
و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : در بهشت درختى كه كمتر باشد چندان باشد كه سوارى نيك رو به صد سال از سايهء آن درخت بيرون رود ، و درخت طوبى را شاخش و برگش بجملهء بهشت رسيده باشد ، و در تفسير آوردهاند كه : اصل درخت طوبى در حجرهء حضرت مصطفى عليه السّلام باشد و آن را هفتاد هزار شاخ است و بهر شاخى هفتاد هزار لؤلؤ ؛ بر هر لؤلؤى هفتاد هزار قصر ، بر هر قصرى هفتاد هزار سراى ، و در هر سراى هفتاد هزار خانه ، و در هر خانه هفتاد هزار تخت ، و بر هر تختى هفتاد هزار جامهء بنقش « 5 » نهاده هر يكى برنگى ديگر و بمرواريد برچيده ؛ بر هر جامهء هفتاد هزار حور « 6 » نشسته باشند ، و سرير بهشتيان به بالا هر يك سيصد ارش بود و پهنايش در خور قبّه يا غرفه باشد ، و اين سريرها جمله از ياقوت و مرواريد بر هم نشانده باشند . و در خبر است كه مرد بهشتى سى و سه ساله
هامش
( 1 ) آيهء 62 سورهء مباركهء « الرّحمن » است .
( 2 ) در اصل : « درم » و در نسخهء دانشگاه : « درم و دينار » .
( 3 ) در نسخهء قديم : « و بيرون » و در نسخهء دانشگاه : « ببيرون » .
( 4 ) « بديد » بباى عربى در قديم بجاى « پديد » كنونى ( بباى فارسى ) به كار ميرفته است .
( 5 ) در نسخهء ديگر : « منقش » .
( 6 ) در نسخهء ديگر : « حورى » .