طاعتدارست و ازينجاست كه حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه اگر كسى در خانهء شود و از آن خانه در خانهء ديگر شود و همچنين مىشود تا بهفتاد خانه در شود و هر خانه با درى آهنين بود و آن در محكم بسته باشد و آن بنده در خانهء هفتادمين طاعتى يا معصيتى بكند خداى تعالى در دهان مردم افكند تا هر كس بدان حديث مىكند ، و هر كه نهانى را نيكو بصلاح دارد خداى تعالى ظاهرش نيكو بصلاح دارد ، و هر كه نيكو گرداند آنچه ميان خويش و خدايست خداى نيكو گرداند آنچه ميان وى و مردم بود .
قال اللَّه تعالى :
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ
« 1 » خداى تعالى گله و شكايت مىكند از بندگان يعنى آنها كه گناه ميكنند و از مردم مىپوشانند و خداى تعالى با ايشانست و حال ايشان ميداند و ميگرداند باز اين « 2 » از او نمىپوشانند و اگر كودكى بر خيانتى يا ناشايستى بر نهانى ايشان مطّلع شود عالم به چشم ايشان سياه شود و خويشتن را زنده نخواهند و خداى تعالى ايشان را بر زشتيهاى گوناگون مىبيند و ايشان هيچ گونه از وى شرم نمىدارند . و آوردهاند كه بقيامت كس باشد كه خداى تعالى ويرا از گور بردارد و گويد : تو آنستى كه چون تنها بودى هر چه خواستى كردى و به من باك نداشتى ، چون مردم را بديدى خويشتن را نيكمرد نمودى و از آن مردم انديشيدى و از من نينديشيدى و ايشان را بزرگ داشتى و مرا نداشتى ؛ امروز من ترا عذابى سخت بچشانم و از بهشت و ثواب محروم گردانم .
393 -
من حلف على يمين فراى غيره خيرا منها فليكفر عن يمينه ثمّ ليفعل الّذى هو خير .
( 1 ) هر كه سوگند خورد بر آنكه فلان چيز نكند و خير در كردنش بيند بايد كه سوگند را كفّارت كند پس آن كند كه خير باشد يعنى هر كه را اين حال پيش آيد نبايد كه بسبب سوگند آنچه خير باشد از دست بدارد . و آوردهاند كه هر كه سوگند خورد
هامش
( 1 ) صدر آيهء صد و هشت سورهء مباركهء نساء و ذيل آن اينست :إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً.
( 2 ) يعنى با وجود اين ؛ زيرا « باز » در اين قبيل موارد بمعنى « مع » يعنى « با » است .