تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
آيند ، و چون بيمار شود او را دعا كنند ، و چون بميرد بجنازه‌اش حاضر آيند و بر وى نماز كنند ، و از پس مرگش از بهر وى استغفار ميكنند . و حضرت صادق عليه السّلام فرمايد كه : هر كه يكى از ائمّه را از ما زيارت كند همچنان بود كه امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده باشد . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : پارهء از اندام من بخراسان افتد و آنجا دفنش كنند هر كه ويرا زيارت كند خداى تعالى ويرا بهشت واجب گرداند و تنش بر آتش دوزخ حرام گرداند . و حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام فرمايد كه : يكى از فرزندان من به زمين خراسان برسد بر سبيل ظلم كشته شود و همنام من باشد و نام پدرش هم نام موسى عمران باشد هر كه ويرا زيارت كند خداى تعالى گناهان اوّلين و آخرين وى بيامرزد و اگر چه بعدد ستارگان آسمان و قطره‌هاى باران و برگ درختان و ريگ بيابان گناه دارد . و در نامهء رضا عليه السّلام يافتند كه : هر كس كه مرا « 1 » زيارت كند همچنان باشد كه هزار حجّ كرده باشد ، اين حال با محمّد تقى عليه السّلام بگفتند فرمود كه : هر كه امام رضا عليه السّلام را زيارت كند و حقّ وى را بشناسد همچنان باشد كه هزار بار حجّ كرده باشد . و امام رضا عليه السّلام فرمايد كه : هر كه ستّى « 2 » فاطمه را عليها السّلام زيارت كند بقم بهشت مأواى او گردد . و بنزديك حضرت على نقى عليه السّلام شخصى رفت و گفت كه : از زيارت امير المؤمنين عليه السّلام مىآيم فرمود كه : هر كه برى گور « 3 » عبد العظيم عليه السلام را زيارت كند مرقد حسين بن علىّ را عليهما السّلام را زيارت كرده باشد . و نبايد كه بر دلش بگذرد آن را كه اين فضيلتها بشنود گويد كه : اين نتواند
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « ما را » . ( 2 ) در منتهى الارب گفته : « ستّى بالكسر براى خطاب زن آيد يعنى اى شش جهات من ، يا آن ملحون است و صواب سيّدتى » نگارنده گويد : « ستّى » در استعمالات بجاى خانم كه اكنون مصطلح است به كار رفته است يعنى سيّده ؛ بنا بر اين تخصيص بخطاب درست نيست زيرا در اعمّ از خطاب و غير آن به اين معنى به كار ميرود مانند همين مورد كه خطابى در كار نيست ، طالب تفصيل بكتب مفصّلهء لغت و ادب مراجعه كند و موارد استعمال را نيز تتبّع نمايد . ( 3 ) لفظ « گور » فقط در نسخهء دانشگاه است .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 207 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)