تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
تا از خود دفع كند و از دل بيرون كند و نبايد كه به زبان « 1 » ] بگويد [ كه آنچه تحقيق بود واجب بود كه ستر كند و بپوشد پس آنچه ظنّ بود چون به زبان بگويد « 2 » ] حالش چگونه باشد . . . ! أمّا غيبت قال اللَّه تعالى :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
؛ يعنى غيبت يك ديگر مكنيد و هرگز كسى « 3 » از شما دوست دارد كه گوشت برادرى مرده بخورد ؟ ! پس حال غيبتگوى همچنين بود . و زنى در سراى حضرت محمّد مصطفى عليه السّلام شد چون بيرون آمد يكى از زنان حضرت مصطفى گفت كه : اين زن كوتاه بود رسول او را زجر كرد ، او گفت : چيزى نگفتم كه در وى نبود ، حضرت مصطفى گفت : غيبت آن بود كه در وى بود و آنچه در وى نبود دروغ و بهتان بود . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمود كه : هر كه را جامه كوتاه يا دراز باشد و يكى از پس وى باز گويد و داند كه آن كس چون بشنود خوشش نيايد ، غيبت باشد ، و مصطفى عليه السّلام قومى بمدينهء مىفرستاد تا طعامى بيارند زيد ثابت را گفت كه : تو سخن بگو ، چون از چشم غايب شدند آن قوم گفتند : چرا بايد كه زيد سخن گفتن ؟ - به حضرت مصطفى عليه السّلام اوليتر باشد . . . ! رسول عليه السّلام زيد را بازگردانيد و گفت : اى زيد ايشان گوشت تو بخوردند باز زيد بنزديك آن قومى كه همراه بودند برفت و ازين حال معلوم ايشان كرد و جمله را بنزديك حضرت مصطفى عليه السّلام آورد چون بيامدند و سوگندها بخوردند رسول عليه السّلام
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه : كلمهء « به زبان » كه قبل از قلاب ( كروشه ) بىقرينه قرار گرفته آخرين كلمهء قسمت ساقط از نسخهء متعلّق بنگارنده است و از اين عبارت « بگويد كه آنچه بود » كه در نسخهء نگارنده كه نسبة كم‌غلطتر و قابل اعتمادتر است هست بار ديگر شروع بچاپ ميكنيم پس قسمت واقع در ميان اين دو قلاب ( دو كروشه ) كه يكى در آغاز سطر چهارم صفحهء هفتاد و دو ( 72 ) به نظر ميرسد و يكى ديگر كه قرينه و مقابل آنست در همين جا ملاحظه مىشود فقط از روى نسخهء شمارهء 127 متعلّق بكتابخانهء مركزى دانشگاه كه بسيار مشوّش است چاپ شده است . ( 2 ) عبارت ميان دو قلاب از نسخهء متعلق بدانشگاه ساقط است . ( 3 ) در نسخهء اصل : « و هر كه از شما » .