تعلموا أنّكم قد كافأتموه .
( 1 ) هر كه با شما نيكوئى كند مكافاتش كنيد ، و اگر مكافات نتوانيد كردن وى را دعا و ثنا كنيد تا آنگاه كه دانيد كه مكافات وى گرديد .
333 -
من مشى منكم الى طمع فليمش رويدا .
( 2 ) هر كه از شما بطمعى برود ببايد كه بآهسته رود . يعنى بايد كه تعجيل نكند كه طمع خوارى بود چون نشود بود كه خداى تعالى ويرا مستغنى گرداند .
334 -
من عمّره اللَّه ستّين سنة فقد أعذر اليه في العمر .
( 3 ) هر كه خداى تعالى وى را شصت سال زندگانى دهد عذر بر وى انگيخته در زندگانى ؛ پس بقيامت خداى ملامتش بيشتر كند بر گناه و در تقصير توبه عقابش بيشتر بود .
335 -
من أصبح لا ينوى ظلم أحد غفر له ما جناه
« 1 » .
( 4 ) هر كه در بامداد آيد و در نيّت ندارد كه بر كسى ظلم كند آمرزيده شود از گناهى كه كرده باشد . يعنى چون در بامداد آيد نبايد كه نيّت هيچ گناهى كند كه ظلم بود كه با نفس خود مىكند و بنده را هيچ چيز بهتر از نفس خويش نبود پس چون گناه كند بر دوسترين كسى ظلم كرده باشد .
336 -
من ألقى جلباب الحياء فلا غيبة له .
( 5 ) هر كه بر كند جامهء شرم غيبت وى حرام نباشد ؛ يعنى كه شرم ندارد كه گناه و معصيت كند شايد كه او را غيبت كنند و جز از اين نشايد كه بنده سخن ديگر گويد قال اللَّه تعالى :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
؛ يعنى ويل آن را كه از پيش يا از پس ، غيبت مردم
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم باضافهء
« و ان لم يستغفر »
يعنى هر چند كه استغفار نكرده باشد و آمرزش نخواسته باشد .