به پشت وارسيده بود از برخاستن بشب ، و رويش زرد باشد ، و از گريستن چشمش خلل يافته باشد يعنى شيعت من آن بود كه بر اين صفت بود . و ظاهر چنانست كه آن قوم منافق بودند .
326 -
من أحبّ دنياه أضرّ بآخرته ، و من أحبّ آخرته أضرّ بدنياه
( 1 ) هر كه دنيا را دوست دارد يعنى دست در وى زند بآخرت زيان كند ، و هر كه آخرت را دوست دارد به دنيا زيان كند ، زيرا كه چون به كار آخرت مشغول گردد دنيا از دست بشود و آن وقت كه به كار دنيا مشغول شود آخرت از دست بشود و زيان كند .
327 -
من أهان سلطان اللَّه أهانه اللَّه ، و من أكرم سلطان اللَّه أكرمه اللَّه
« 1 » .
( 2 ) هر كه خوار دارد حجّت خدا را خداى تعالى او را خوار دارد ، و هر كه عزيز دارد حجّت و خليفهء خدا را خداى تعالى او را عزيز و بزرگ دارد .
328 -
من أحبّ عمل قوم خيرا كان أو شرّا كان كمن عمله .
( 3 ) هر كه دوست دارد كردار قومى را اگر نيك باشد و اگر بد باشد همچنان باشد كه وى كرده باشد .
329 -
من استعاذكم باللَّه فأعيذوه .
( 4 ) هر كه بزنهار شما آيد با پناهش گيريد .
330 -
و من سألكم باللَّه فأعطوه .
( 5 ) هر كه چيزى خواهد از شما بدهيد .
331 -
و من دعاكم باللَّه فأجيبوه .
( 6 ) هر كه شما را بخواند اجابتش كنيد . يعنى اگر بمهمانى يا كارى ديگر قبول كنيد .
332 -
من أتى اليكم معروفا فكافئوه فان « 2 » لم تجدوا فادعوا له حتّى
هامش
( 1 ) در نسخهء عتيقه جزء دوّم حديث را حديث مستقلّى قرار داده است .
( 2 ) در نسخهء عتيقه « و ان » و از آن ببعد را نيز حديثى مستقل قرار داده .