كند « 1 » و بايد كه مردم از سخريّت و استهزا و ظنّ بد بردن و نام مردم بگردانيدن و تفحّص و تجسّس مردم كردن و غيبت كردن و سخن چيدن و بهتان نهادن بپرهيزند .
أمّا سخريّه قال اللَّه تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ
؛ تا آخر اين آيه ؛ يعنى اى آنان كه بخداى تعالى ايمان داريد نبايد كه بر مؤمنان سخريه و استهزا كنيد كه بود كه مؤمنى را كه استهزا ميكنيد از شما بهتر باشد . حضرت محمّد مصطفى عليه السّلام به آسمان قومى را ديد كه گوشت پهلوهاىشان پاره ميكردند و در دهان ايشان مىنهادند باكراه بخورد ايشان ميدادند ، از حضرت جبرئيل عليه السّلام پرسيد كه ايشان چه كردهاند ؟ - گفت : ايشان غيبت كردهاند يك ديگر را .
أمّا نام كسى برگردانيدن ؛ در خبرست كه : هر كه نام كسى را بگرداند و آن كس را ناخوش آيد فرشتگان آسمان بر وى لعنت كنند .
أمّا ظنّ بد بردن قال اللَّه تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا
؛ يعنى اى آنان كه ايمان آوردهايد بخداى تعالى از بيشتر ظنّ بپرهيزيد كه ظنّ بعضى از بزه و وزر و و بال است و تجسّس يك ديگر مكنيد .
و ظنّ بر سه قسم است يكى طاعت است ، دوّم مباح است ، و سيّم معصيت است ، اما آنكه طاعتست آنست كه پيوسته از گناه مىپرهيزد نبايد كه ناگاه مرگ در وى رسد و بىتوبه بميرد ، و يا ظنّش بود كه طاعتش بر وجهى مىافتد كه پذيرفتن را نشايد ، و همچنين خويشتن را و اهل و فرزندان را از قرين بد و موضع تهمت مىپرهيزد ؛ و آنچه بدين ماند .
و آنچه مباح است آنست كه كس به كار دنيا احتياط كند تا محتاج و درمانده نگردد .
و آنچه معصيت است آنست كه كسى بباطلى ظنّ برد كه فلان نابكار است و فلان نه بوجه است ؛ و اين بسيار است ، و چون راست بود همه عيب را بكوشد
هامش
( 1 ) « مطفّفين » بمعنى كم فروشان است نه غيبتكنندگان پس گويا از اينجا عبارتى ساقط شده است يا بتصرّف و توجيهى اين معنى را در اينجا اراده بايد كرد ؛ فتفطّن و تبصّر .