( 1 ) هر كه او ترسد شبگير « 1 » كند ، و هر كه شبگير كند به منزل رسد يعنى هر كه اميد بهشت دارد و از دوزخ ترسد بايد كه طاعت دارد و پرهيزگار باشد تا برهد از آنچه ترسد از وى ، و مادر سليمان عليه السّلام سليمان عليه السّلام « 2 » را گفت : اى پسر بسيار مخسب كه هر كه بسيار خسبد بقيامت مفلس بود و تهيدست برخيزد ، و مردى بود كه در آخر شب برخاستى و أهل را خبر كردى و گفتى : برخيزيد كه تا ساز سفر كنيم كه راه سفر دراز است و قافله دور « 3 » .
324 -
من يشته كرامة الآخرة يدع زينة الدّنيا .
( 2 ) هر كه آرزومند نواخت و كرامت آخرت بود زينت دنيا از دست بدارد ، يعنى هر كه زينتى كند كه شبهت آن گيرد « 4 » ، يا زينتى كه بدان تفاخر كند و تكبّر بيفزايد ، يا زينتى كه از حقّ تعالى دور كند ، و جز از آن را باكى نباشد چون اسرافى نكند .
325 -
من كثرت صلاته باللّيل حسن وجهه بالنّهار .
( 3 ) هر كه شب بسيار نماز كند خداى تعالى دوستى وى در دل مردم افكند و به چشم هر كسى شريف بود بروز و گشاده روى بود . بقولى ديگر : هر كه نماز شب كند بشب و روز كردارش همه نيكو بود زيرا كه نماز همه لطف بود .
و صادق عليه السّلام گويد كه : نماز شب روى را و خوى را نيكو گرداند ، و روزى را فراخ گرداند ، و غم را ببرد ، و چشم را روشن گرداند ، اگر بر وى دين بود ببركات نماز گزارده شود ، نماز شب دردها را ببرد و روى را سفيد گرداند ، و تن را خوشبوى گرداند ، و نماز شب را بپاى داريد كه از سنّت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و عبادت پيشگان و مصلحان ، و در خانهء كه در وى قرآن خوانند و نماز
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « شبگير با گاف فارسى بر وزن تكبير بمعنى صبح و سحرگاه باشد و راهى شدن پيش از سحر و بعد از نيم شب را نيز شبگير گويند » .
( 2 ) كذا .
( 3 ) مناسب مقام است اين دو بيت كه از قدماست ( در وصاياى هوشنگ از تاريخ معجم ) :« تو زان منازل دور و دراز بيخبرى * از آن نساختهاى برگ ره ز مركب و زاد »
چو هيچ ياد نكردى ز خاك مبدأ خويش * ذخيرهء بنه آخر براى روز معاد »( 4 ) كذا ؟