( 1 ) هر كه خرده جويد و استقصا كند در حساب عذابش دهند ؛ و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : رحمت خدا بر آن كس باد كه آنچه خرد و آنچه فروشد سهل خرد و فروشد .
275 -
من بدا جفا
« 1 » .
( 2 ) هر كه در بيابان نشيند سخت دل و جاهل گردد .
276 -
و من اتّبع الصّيد غفل .
( 3 ) هر كه در پى نخجير « 2 » شود غافل گردد از عبادت و طاعت و ذكر خداى تعالى ؛ و از أحوال آخرت بىخبر بود ، و هر كه گويد پيغمبر آن كسى بود كه به شكار رفت ؛ دروغ گويد .
277 -
و من اقترب من أبواب السّلطان افتتن .
( 4 ) هر كه نزديكى جويد بدرگاه پادشاه ببلا و فتنه افتد يعنى هر كه گرد پادشاهان گردد بدين و دنيا زيان كند زيرا كه اگر آن گويد و آن كند كه پادشاه را خوش آيد بدين در مخاطره بود ، و اگر آن گويد و آن كند كه خدا را خوش آيد بتن و مال در مخاطره بود . يكى از بزرگان گويد كه : هميشه مىانديشيدم تا سخنى يابم كه پادشاه را خوش آيد بىآنكه در آن خشم خدا بود نيافتم . و هر كسى كه بادين پيش پادشاهان رود چون بيايد منافق و بيدين بود و پيشينگان چنان فرزندان را علم آموختندى كه از پادشاهان دور باشند « 3 » و حضرت مصطفى عليه السّلام گويد كه :
هر كه بپادشاه نزديكتر از رحمت خداى تعالى دور تر ، و هر چند مالش بيشتر حسابش دشوارتر .
هامش
( 1 ) جزرى در نهايه گفته :
« من بدا جفا
؛ اى من نزل البادية صار فيه جفاء الاعراب » .
( 2 ) در برهان قاطع گفته : « نخجير با جيم فارسى بر وزن تصوير بمعنى شكار و شكارى و شكاركننده و شكار كردن و شكارگاه باشد و بهايم دشتى و هر جانور صحرائى را نيز گويند وقتى كه بگيرند عموما ، و بز كوهى را خصوصا خواه بگيرند و خواه نگيرند » .
( 3 ) در اصل : « باشيد » .