تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
چون تواضع و فروتنى كند خداى تعالى به آسمان بر كشدش يعنى دوستيش در دل مردم افكند و جاه و قدر و منزلت او پيدا كند تا به چشم مردم بزرگ گردد ، و هر كس ويرا تعظيم كند ، و چون تكبّر كند خداى تعالى بأسفل السافلين فرو بردش يعنى خوار گرداند « 1 » . و هر كه در دلش يك ذرّه كبر بود در بهشت نشود و گفته‌اند : خداى تعالى سه گروه را دشمن دارد و از ايشان سه كس را دشمن‌تر دارد اوّل - فاسقان را دشمن دارد و ليكن پير فاسق را دشمن‌تر دارد ، دوّم - بدخويان را دشمن دارد و ليكن توانگر بدخو را دشمن‌تر دارد . سيّم - متكبّران را دشمن دارد و ليكن درويش متكبّر را دشمن‌تر دارد ، و سه گروه را دوست دارد و از هر يكى بعضى را دوست‌تر دارد ؛ اوّل - زاهدان و عابدان را دوست دارد و ليكن جوان زاهد و عابد را دوست‌تر دارد . دوّم - متواضعان را دوست دارد و ليكن توانگر متواضع را دوست‌تر دارد . سيّم - صابران را دوست دارد و ليكن درويش صابر را دوست‌تر دارد . و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پشت وانگذاشتى و هميشه طعام بر زمين نهادى و خوردى و ميگفتى : كه من بنده‌ام چنان نشينم كه بندگان نشينند و طعام چنان خورم كه بندگان خورند و حضرت امير المؤمنين علىّ عليه السلام گويد كه : با غلامى سياه ببازار رفتم و دو پيراهن بخريدم گفتم : هر كدام خوشت آيد برگير ، اسود آنكه بهتر بود گرفت و آن ديگر را أمير المؤمنين عليه السّلام بپوشيد آستينهايش از هر دست زيادت آمد كارد خواست و ببريد . و امام حسين عليه السّلام ميگذشت بقومى درويش رسيد نشسته و از آن پاره‌هاى نان كه از خانه‌ها جمع كرده بودند بر سر گليمى كرده بودند و ميخوردند چون امام حسين عليه السّلام را ديدند گفتند : يا ابن رسول اللَّه با ما بچاشت خوردن مساعدت كن ، از اسب فرود آمد و گفت : خداى تعالى متكبّران را دشمن دارد ، و با ايشان بنشست چون قدرى خورده بود گفت ايشان را كه : شما نيز مرا اجابت كنيد با وى برفتند و آنچه حاضر بود بخوردند .
هامش
( 1 ) در اصل در اينجا باضافهء : « و اگر چه مردم » .