تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است ، و رضاى خداست ، و از بلاها برستن است ، و هيبت است اگر پادشاهيش نبود ، و خاموشى عيبها بپوشاند ، و كس را از عذر خواستن بىنياز كند ، و در آخرت حسابش سهل گرداند ، و از آتش برهاند و ببهشت برساند « 1 » . 265 - من تواضع للَّه رفعه اللَّه . ( 1 ) هر كه فروتنى كند خاصّه از بهر خدا حقّ سبحانه و تعالى او را بلند گرداند . 266 - و من تكبّر وضعه اللَّه . ( 2 ) و هر كه تكبّر كند فرو نهدش خدا . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هيچ آدمى نيست الّا كه بر سرش دو سلسله بود يكى تا به آسمان هفتمين و يكى تا به زمين هفتم ،
هامش
( 1 ) در سابق نسبت بحكمت بودن خاموشى اين حديث نقل شد « الصّمت حكم و قليل فاعله » ( رجوع شود بصفحهء 76 - 77 ) و در آنجا اشاره شد كه اين كلام جزء امثال است و از لقمان نقل شده است اينك ميگوئيم ثعلبى در قصص الأنبياء خود كه معروف بعرائس است ضمن ترجمهء حضرت داود آورده است ( ص 165 چاپ مصر بسال 1312 ) . « و روي انّ لقمان الحكيم رأى داود عليه السّلام و هو يعمل درعا فتعجّب من ذلك و لم يدر ما هو فأراد ان يسأله فسكت حتّى فرغ داود من نسج الدّرع فقام و لبسه و قال : نعم القميص هذا للرّجل المحارب فعلم لقمان ما يراد به فقال : الصّمت حكمة و قليل فاعله » . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود ضمن حكم مأثوره از حضرت لقمان آورده ( ص 271 چاپ اول ) : « انس مالك گفت : يك روز لقمان پيش داود آمد و او درع ميبافت و او نديده بود خواست تا بپرسد از او كه اين چيست ؟ و چه كار را شايد ؟ و براى چه ميكنى ؟ حكمتش رها نكرد كه بپرسد چون داود درع تمام كرد برخاست و بپوشيد و گفت : نيك پيراهن كارزار است اين ، لقمان گفت : انّ من الحكم الصّمت و قليل فاعله ؛ خاموشى از حكمت است و ليكن كم كس بدان كار بندد » . سعدى در اواخر گلستان در اواسط باب هشتم ( ص 208 نسخهء مصحّحه بتصحيح استاد عبد العظيم قريب دام بقاؤه ) گفته : پند - هر آنچه دانى كه هر آينه معلوم تو گردد در پرسيدن آن تعجيل مكن كه هيبت را زيان دارد ؛ شعر :چون لقمان ديد كاندر دست داود * همى آهن بمعجز موم گردد نپرسيدش چه ميسازى كه دانست * كه بىپرسيدنش معلوم گردداز اين منقولات معلوم شد كه اين قصّه در غايت شهرت است و محتاج ببسط كلام نيست .