شود و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه بر سبيل شفقت و مرحمت دست بر سر يتيمى فرود آورد بعدد هر موئى كه دست بدان بگذرد خدا گناهش بسترد ، و نيكيش بنويسد ، و هر كه يتيمى را بنوازد و اگر تواند طعامش دهد اگر چه سخت دل بود نرم دل گردد ، و هر زنى كه از بهر فرزند يتيم با شوهر نرود تا ايشان را رنج نرسد و به سختى ايشان را بپروراند خداى تعالى در سايهء عرشش بدارد آن روز كه جز از عرش هيچ چيز را سايه نباشد . گفتند : يا رسول اللَّه شايد كه يتيم را ادب كنيم ؟ - گفت :
بدان قدر كه فرزند خويش را . و آوردهاند كه سه كساند كه البتّه نرهند از عذاب ؛ اوّل - آنكه مال يتيم خورد ، دويّم - آنكه جادوئى كند ، سيّم - آنكه زنان پارسا را فحش دهد .
263 -
انا النّذير و الموت المغير و السّاعة الموعد .
( 1 ) من ترسانندهام يعنى بأهوال [ عالم آخرت ، و مرگ غارتكننده است ، و قيامت « 1 » ] قيامت وعدهگاهست يعنى جاى حسرت و حساب است . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : من هر چه ببايست گفتن و هر چه ببايست ترسانيدن بگفتم و بترسانيدم ، و مكلّف را هيچ حجّتى نماند اوّل سختى و عقبه از سختيها و عقبههاى آخرتست كه كسى را فرو نميگذارد نه كودكان را از بهر كودكى نه جوانان را از بهر جوانى ؛ از هر گونه ميفرمايد ، و سكرات مرگ از بهر گناه بود هر كه را گناه بيشتر بود جان كندنش سختتر بود ، و مثل جان كندن بر سبيل تقدير است . آوردهاند كه چون شاخى بود كه پر از خار بود و به شكم يكى فرو كنند پس بگيرد و بقوّت بر كشد هر خارى برگى يا به بهى « 2 » درآويخته باشد چون بيرون آيد همه بريده باشد و بگذارد آنچه بكد « 3 » بگذارد . و بنى اسرائيل دعا كردند تا مردهء زنده شود و حال جان كندن با ايشان بگويد ؛ در ساعت يكى سر از گور بدر كرد و ايشان را گفت : از من
هامش
( 1 ) عبارت ميان دو قلاب از نسخه ساقط است و قياسا افزوده شد .
( 2 ) كذا ؛ و به نظر ميرسد كه « پيى » باشد و « پى » به فارسى بمعنى عصب به عربى است .
( 3 ) كذا ؟