( 1 ) ويل عرب را از شرّى كه عرب را نزديك آمد و آن شرّ قيامت است و آن شرّ گناهكاران را بود ليكن عرب ناپاكتر و جاهلتر باشد و بر گناه دليرتر . و حضرت مصطفى عليه السّلام در وصف حال ايشان سخن گفت و انگشتان با هم گرفت و ميان انگشتان بگشود و گفت : يأجوج و مأجوج سدّ را چندين سوراخ كردند و اين از بهر آن گفت كه بيرون آمدن ايشان نشان قيامت بود و خلق را از ايشان رنج رسد و فسادى عظيم در دنيا پديد آيد كه ايشان بسيار باشند چنان كه اوّل ايشان بشام رسد و آخرشان هنوز بجيحون باشد خداى تعالى ايشان را بفضل خويش هلاك گرداند .
و ديگر از نشانهاى قيامت آنست كه دجّال بيرون آيد و از وى فتنهء عظيم در دنيا پديد آيد . و نيز در خبرست كه عيسى عليه السّلام از آسمان فرود آيد و آخرين علامت آن بود كه آفتاب از مغرب برآيد و مردم چون چنين بينند همه ايمان آورند و آن را كه پيش ازين دانسته باشد سودى نكند . و بد دلى دليرى طبيعت را گويند :
« خداى تعالى آن را آنجا كه خواهد ميگذارد » يعنى بر سبيل مصلحت بعضى را بد دل گرداند و بعضى را دلير گرداند .
234 -
من كنوز البرّ كتمان المصائب و الأمراض و الصّدقة .
( 2 ) از كنوزهاى نيكوئى پوشيدن مصيبتها و بيماريها و صدقههاست و برين بهشت يابد يعنى هر كه اين چيزها را بيابد جزاى نيكوترين در بهشت بيابد . و بقولى ديگر هر كه اين چيزها را پوشيده دارد خيرى بيافته باشد و خيرى نيست نيكوتر از آنچه خداى تعالى ظاهر گرداند و رنج پوشيده دارد ، و بيشترين آدميان بخلاف اين ميكنند اگر هزار نعمت بيابند يكى پيدا نكنند و چون رنجشى بايشان رسد فاش گردانند و بسيار جزع و زارى كنند .
235 -
من سعادة المرء ان يشبه أباه .
( 3 ) از نيكبختى مرد آنست كه به پدر ماند ؛ زيرا كه حلالزادگيش پيش هر كس معلوم بود پس درين وقت از طعنهء مردم ايمن بود .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: محمد بن سلامة القضاعي
ص١٢٧