قيد حكم عبارت است از قيدى كه گسترهء شمول حكم را محدود مىكند ، مانند استطاعت براي وجوب حج وغليان براي حرمت عصير عنبى . مقابل آن ، قيد موضوع قرار دارد كه عبارت است از قيدى كه گسترهء موضوع را محدود مىكند . برخى ، قيود حكم را به قيود موضوع برگردانده وگفتهاند : همهء قيود ، قيودِ موضوع محسوب مىشوند . 1
از قيد حكم در أصول فقه در مباحث مختلف ، از قبيل واجب مشروط ، واجب معلق واستصحاب تعليقى سخن گفتهاند . 2
قيد غالبي - - ) قيد احترازي
قيد غير اختياري - - ) قيد
قيد موضوع - - ) قيد
قيد واجب - - ) قيد
قيد وجوب - - ) قيد حكم
قير
قير : مادهاى غير معدنى آتش گير وسياه رنگ ، مورد استفاده در آسفالت وغير آن .
قير دو گونه است : مصنوعى كه تعريف آن در شناسه گذشت وطبيعي ومعدنى كه « موميايى » و « زفت » نيز ناميده شده است .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات وخمس نام بردهاند .
از جمله مطهّرات ( - - ) مطهّرات ) زمين است كه كف پا وته كفش نجس با راه رفتن روى آن پاك مىشود ؛ ليكن ثبوت اين حكم روى آسفالت كه آميزهاى از قير وشن مىباشد ، محل اشكال است . بسيارى آن را از اين جهت كه خارج از عنوان زمين است ، مطهّر ندانستهاند . 1 برخى به مطهّر بودن آسفالتى كه قيرش زايل وشنش آشكار شده باشد ، تصريح كردهاند . 2
سجده بر معادن ، همچون قير طبيعي ومعدنى جايز نيست . برخى سجده بر قير را هنگام ضرورت جايز ومقدّم بر چيزهاى ديگر دانستهاند . 3 برخى سجده بر آن را در صورت در اختيار نداشتن پنبه وكتان جايز دانستهاند . 4
هامش
( 1 ) . أجود التقريرات 1 / 192 و 4 / 123 ؛ مصباح الأصول 3 / 137
( 2 ) . مجمع الافكار 4 / 117 و 131 .